
محمدمهدی صابری | رسانه مجلا
بازی خونی برگرفته از یک اتفاق تاریخی در سال ۶۰ است که بعد از گذشت ۴۳ سال به آن پرداخته شده. در ورودی شهر آمل مازندران، با واژه شهر هزارسنگر مواجه میشویم که اشاره به همین اتفاق تاریخی دارد. حمله مجاهدین و حزب کمونیست به مردم شهر به منظور در دست گرفتن شهر و براندازی انقلاب، خطر بزرگی برای نظام نوپا بود که با کمک و همراهی بسیج و مردم در نطفه خنثی شد. تجربه نشان داده سوژههای تاریخی اینچنینی در سینمای ایران خوب جواب میدهد و مخاطب را با برگی از تاریخ کمتر روایت شده مواجه میکند.
در سینمای امروز ما که هرچقدر گُنگتر فیلم بسازی گنگتر دیده میشوی، بازی خونی متعهد به روایت تاریخی خود بوده و سعی دارد اصل داستان را فدای اقتباسهای آزاد نکند. این فیلم روایتی از رشادتها و حماسه مردم آمل است.
حماسه ششم بهمن آمل را باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب نامید که با مقاومت مردم، اجرای طرحهای کمونیستی پس از ناکام ماندن در تهران در آمل نیز ناکام ماند و به جرات میتوان گفت باعث تقویت نهال نوپای انقلاب اسلامی ایران شد.
باید گفت، پرداختن به چنین موضوع مهمی که حضرت امام خمینی (ره) هم در سخنرانیها و وصیتنامه سیاسی و الهی خود چندین بار به آن اشاره کردند، پس از ۴۰ سال جای تقدیر دارد. اما باید سنجید آیا کیفیت اثر در شان چنین موضوع مهمی است؟
مهمترین ضعف فیلم در ساخت و پرداخت شخصیتهای داستان است. فیلم به شدت وام گرفته از آثار محمدحسین مهدویان است و هیچ تلاشی برای شخصیتپردازی از سمت تیم تولید انجام نشده است. پلات فیلمنامه، پلات ماجرای نیمروز است؛ با همان پیچیدگینماییها، کاراکتری که چریک کاربلدی است، دختری که از عشقش سوءاستفاده میکند برای نفوذ، قهرمانی که از اول تا آخر بدون اشتباه راه درست را میرود و نیروی اطلاعاتی که مو را از ماست میکشد! این موارد در جایی بیشتر به چشم میآید که دقیقا به ازای هر شخصیت مابهازا در این فیلم مشاهده میشود و عملا تلاشی برای ایجاد تفاوت انجام نشده است.
حتی در جلوههای ویژه هم اتفاقی را مشاهده نمیکنیم یا بهتر است اشاره کنیم که طراحی خوبی انجام نشده است و هنوز بعد از این همه پیشرفت سینمای ایران از سر تفنگها آتش بیرون میآید!
سکانسهای بیش از حد، با فضای جنگ شهری هم نتوانسته در پیشبرد داستان مسیری را هموار کند و عملا تبدیل به لحظاتی گوشخراش و خستهکننده شده است که این موضوع ریتم فیلم را از نفس میاندازد.
اما در نهایت بازی خونی میتواند با حذف سکانسهای اضافه و بهتر شدن ریتم آن، به دلیل پایبندی و تعهد به روایت اصلی و دوری از پیچیدگیهای بیدلیل، فیلمی قابل قبول در اکرانهای مردمی باشد و با توجه به تجربه خوب سعید پروینی در اکران فیلم سینمایی قلب رقه بازخوردهای خوبی را از مخاطب دریافت کند.