از روزمره‌گی تا سینمای حماسی

از روزمره‌گی تا سینمای حماسی
بیماری روزمره‌گی چگونه بر دامن سینما نشست؟
يکشنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۶:۰۱
کد خبر :  ۳۵۲۱۲۴

نویسنده: سید جواد نقوی

در چند دهه‌ای که از انقلاب گذشته همیشه بین سینما و فیلم اشتباهی رخ داده است. سینما با مسئله فیلم و فرم آن موضوعی متفاوت می‌باشد. سینما مسئله‌اش جامعه، علوم اجتماعی و علوم انسانی است. اما ما به صورت پیوسته در چهل سال اخیر، سینما را در حد فیلم تقلیل داده‌ایم. فکر کرده‌ایم که نقد فیلم یعنی نقد سینما. یا کسی که در سینما کار حرفه‌ای می‌کند می‌تواند از لنز خودش که لنز فیلمش است، نه لنز سینما، مسائل و مشکلات کشور را بیان کند! حتی یک جا‌هایی این فرد را روشنفکر هم قلمداد کرده‌ایم؛ مثلا به عنوان فردی که می‌تواند جامعه را هدایت کند یا می‌تواند روشنفکر نمونه جامعه باشد، به او اهمیت داده‌ایم. در حالی که مسئله سینما خیلی بزرگ‌تر و وسیع‌تر از مسئله فیلم است و اتفاقا این ضعف مهمی بوده که ما نتوانسته‌ایم آن را حل کنیم؛ بلکه در تنور آن دمیده‌ایم. درواقع باید گفت درگیری ما بیشتر از اینکه با سینما باشد با فیلم بوده است. به عبارت بهتر، ما احساس می‌کردیم که اگر با جهان‌بینی کارگردان درگیری ایجاد کنیم، انگار با سینما درگیری ایجاد کرده‌ایم. درحالی که سینما مسئله‌اش گسترده‌تر و عمیق‌تر و لنز آن علوم انسانی است.

سینمای دهه شصت، یک سینمای کاملا مشخص با تم فضیلت‌گرا و اخلاق‌گرا است و کاملا امر اجتماعی و جامعه شناسی آن وابسته به ایثار و اخوت می‌باشد. فارغ از سینما، در تئاتر‌های آن مقطع، اشعاری که در آن زمان سروده شده و همچنین در تلویزیون نیز مفاهیم اخوت، ایثار و جهان‌بینی برآمده از انقلاب پررنگ است. اما از سال ۱۳۶۸ به بعد که تب و تاب جنگ می‌خوابد و تقریبا آغاز دهه ۷۰، به تدریج وارد دوره مسئله طبیعی زندگی جامعه می‌شویم. اینجا، روزمرگی و زندگی جامعه است که موضوعیت دارد و دیگر خبری از جنگ و مفاهیم ابتدایی انقلاب نیست؛ چون ما با این مفاهیم درگیری نداریم. حالا در این وضعیت، دال مرکزی، توسعه و روزمره‌گی است. یعنی ما می‌خواهیم بسازیم و همه چیز را به روال عادی برگردانیم. به تعبیری بحران، دیگر به پایان رسیده است و مسئله ما یعنی وضع روزمره‌گی و خروج از آن و حرکت به سمت سینمای حماسی مسئله می‌شود.

سینمای روزمره‌گی

مهم‌ترین مسئله‌ای که می‌شود از قول متفکرین مقطع دهه شصت روایت کرد، نکته‌ای است که اتفاقا شهید آوینی در مقاله توسعه فرهنگ و فرهنگ توسعه به آن می‌پردازد. سید مرتضی آوینی در این مقاله از تبدیل آن ایثار دهه شصت به روزمره‌گی بعدش پرسش می‌کند. درواقع شهید در این مقاله تبدیل شدن توسعه به دال مرکزی رجال آن مقطع را نقد می‌کند. اینجا سینمای ما وارد درگیری با زندگی روزمره می‌شود. زندگی روزمره هم یک پیوند بسیار ناگسستنی با فرهنگ عامه‌پسند پیدا می‌کند. یعنی وقتی شما می‌خواهید زندگی روزمره و روزمره‌گی را روایت کنید باید این کار را از لنز فرهنگ عامه‌پسند انجام دهید. در این نقطه است که سینما با فرهنگ عامه‌پسند پیوند می‌خورد و از دهه هفتاد موج‌اش شروع می‌شود.

جایگاه فرهنگ عامه‌پسند در ایجاد سینمای روزمره‌گی

فرهنگ عامه‌پسند ترویج شدید سطحی‌نگری را به همراه دارد و نوع پرداختن آن به فراغت، مهم است. وقتی وارد زندگی روزمره می‌شویم و می‌خواهیم نظم جدیدی برقرار کنیم، این نظم با روایت‌گری زندگی روزمره پیوند خورده است. این نظم می‌خواهد همه چیز نرمال شود. در این وضع، روایت‌گری سینما از سمت محتوای فرهنگ عامه‌پسند اتفاق می‌افتد. در اثر این اتفاق، سطحی‌نگری زیاد می‌شود. به علاوه این موضوع، فرم فراغت و سرگرمی بر محتوا غلبه می‌کند. یعنی شما به نسبت دهه شصت، در دهه هفتاد نمی‌توانید محتوا‌های عمیقی را پیدا کنید. زیرا جامعه به سمت فراغت رفته است. برای مثال یک نمونه‌اش «آدم برفی» است. هرچند بخواهد حرف ایدئولوژیک و سیاسی بزند، اما فرم فراغت بر محتوا غالب می‌شود. یعنی در ابتدای دهه ۶۰ آدم‌ها وقتی می‌خواستند به سینما فکر کنند به محتوایش فکر می‌کردند، اما بعد از آن در ابتدا به فرم و لنزی که بتواند مردم را در قالب روزمره‌گی روایت کند فکر می‌کنند که آن هم عامه‌پسندی و

فراغت‌محوری است.

اما چرا دهه هفتاد اینگونه می‌شود؟ مسئله این است که آرمان‌های انقلاب دارد نرمالیزه می‌شود و کسی درباره آرمان انقلاب اسلامی پرسش نمی‌کند. ما شاید ۵ متفکر مثل آوینی نداریم! در سیاست ما از سال ۶۸ تا الان، عمل‌گرایی صرف، جایگزین امر سیاسی می‌شود. فرآیند توسعه با سرعت به دنبال نوکردن همه چیز است و می‌خواهد از بحران دوره انقلاب و جنگ (دهه شصت) بگذرد. این موضوع اجازه فکر کردن را به جامعه نمی‌دهد؛ حتی اجازه فکر کردن به رجل قدرت را هم نمی‌دهد. رجل قدرت سعی می‌کنند با سرعت از هر آنچه در مقابل‌شان است عبور کنند و به شرایط مطلوب برسند؛ بدون اینکه بپرسند شرایط مطلوب و عمل مطلوب چیست! در این شرایط جامعه و سینمای ما هم در دهه هفتاد تغییر می‌کند. سینمای ما دچار دگردیسی می‌شود و لذا به وضع جدیدی می‌رسد.

برچسب ها: رسانه مجلا سینما

ارسال نظر

پربازدید ها

صفحه خبر - عکس مطالب بیشتر

صفحه خبر - تماشاخانه مطالب بیشتر