قهرمانی در روزگار قصه‌های افسرده/ نگاهی به رمان «جاده جنگ» اثر منصور انوری

قهرمانی در روزگار قصه‌های افسرده/ نگاهی به رمان «جاده جنگ» اثر منصور انوری
سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۵:۲۸
کد خبر :  ۳۵۲۱۴۰

نویسنده: سیف‌الله نجاریان

قصه قهرمان‌محور؛ این نوع قصه شاید در روزگاری که مردم ما کتاب نمی‌خوانند، بیشتر بتواند توجه خواننده را به خود جلب کند. کتابی که قصه سرراست و بدون پیچیدگی دارد، در روزگاری که آثار پیچیده و افسرده و بدون قهرمان در حال رشد است، می‌تواند توجه خواننده را به خود جلب کند و لحظات خوبی برای او رقم بزند. تجربه آثار کلاسیک نیز ثابت کرده خوانندگان به آنها اقبال خوبی نشان داده و مخاطبان از خواندن آنها راضی هستند و لذت می‌برند، به همین خاطر باید در همین ابتدا گفت «جاده جنگ» از مسیر کلاسیک‌های ادبیات داستانی گذر کرده و خواننده را با خود همراه می‌کند.

رمان تحسین‌شده «جاده جنگ» اثر «منصور انوری» را باید یکی از نمونه‌های موفق داستانی دانست که خواننده را علاوه بر سرگرم کردن در هزارتوی تاریخ به سفر می‌برد. منصور انوری، نویسنده خراسانی، در این رمان، دست به خلق اثری سترگ با ساختاری داستانی از تاریخ معاصر ایران زده است.

این رمان که در «جایزه ادبی جلال آل‌احمد» هم به عنوان اثر برگزیده معرفی شده، اثری دنباله‌دار است. اثری که جذابیت‌های داستانی آن خواننده را مجاب می‌کند سراغ این رمان بلند و طولانی برود. انوری در این رمان از شهریور ۲۰ و حمله متفقین به ایران روایتش را آغاز می‌کند و در اقلیمی که خود اهل آنجاست داستانش را تعریف می‌کند. ورود نیرو‌های شوروی از مرز خراسان به کشور دستمایه روایت داستانی می‌شود که قرار است تا انقلاب اسلامی ادامه پیدا کند. او برای ترسیم فضای داستانش شخصیت‌های مختلفی را کنار هم جمع و سعی می‌کند هیچکدام را نیز رها نکند و همه را پا به پای هم پیش می‌آورد. ورود نیرو‌های متفقین همزمان می‌شود با بازگشت شخصیتی به نام «تیمور» از دشت‌های ترکمنستان به بینالود خراسان و نویسنده به ترتیب شخصیت‌هایش را وارد داستان بلندش می‌کند.

مهم‌ترین برجستگی‌ای که در این رمان وجود دارد، قهرمان‌محور بودن آن است. قهرمانی به نام «مَرگان» در این رمان از ابتدای رمان وارد داستان می‌شود و شخصیت آن بر کسی آشکار نیست. شخصیتی که در بزنگاه‌ها وارد صحنه می‌شود، اثر می‌گذارد و از صحنه خارج می‌شود. مرموز بودن مرگان و ناشناس بودنش و همچنین کار‌هایی که با خوی قهرمانی همسو است، موجب نزدیک شدن خواننده به اثر می‌شود و او را در موقعیتی قرار می‌دهد که نمی‌خواهد هیچ گزندی از سوی شخصیتی به نام سرهنگ «پتروویچ» به این قهرمان ایرانی برسد که پیوسته در حال خاکمالی کردن پوزه شخصیت‌های متجاوز به خاک وطن است. این تمهیدی است که نویسنده اندیشیده تا خواننده را با اثرش همراه کند. خواننده پیوسته در جست‌وجوی یافتن نشانه‌هایی در میان دیگر شخصیت‌های داستان است تا مرگان را با آنها منطبق کند.

نویسنده به فنون نوشتن نه‌تنها آگاه است، بلکه بر آن مسلط بوده و از این تسلط برای پرداخت شخصیت‌ها، فضا و روند اتفاقات بخوبی بهره می‌برد و لذت خواندن یک اثر داستانی پرفراز و فرود را برای خواننده فراهم می‌کند. توصیف‌های این اثر از فضا و موقعیت‌ها آن را در ذهن خواننده مجسم و او را در نزدیک شدن به روایت داستان یاری می‌کند. انوری در این رمان با خلق یک موقعیت بومی از قوچان، بینالود، مشهد و … داستانی خلق کرده که خواننده پس از خواندن آن در گذر از مسیری که به مشهد منتهی می‌شود در جست‌وجوی علائم و نشانه‌های رمان است. حتی وقتی او از آبکند‌های مسیر سخن می‌گوید و آنها را نشان می‌دهد؛ خواننده در جست‌وجوی آنها در مسیرش چشم می‌چرخاند.

برچسب ها: رسانه مجلا کتاب

ارسال نظر

پربازدید ها

صفحه خبر - عکس مطالب بیشتر

صفحه خبر - تماشاخانه مطالب بیشتر