محمدمهدی خالقی | شاید سختترین متن جشنواره فجر امسال برای من، نوشتن درباره جهان مبهم هاتف باشد. از کارگردان تا تهیه کننده تا سوژههای اصلی همه از دوستان عزیز و شفیق من هستند. اما از باب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ /ای کسانی که ایمان آوردهاید! همواره برپا دارنده عدالت باشید و برای خدا گواهی دهید، هرچند به زیان خودتان یا پدر و مادر و نزدیکان شما باشد.» باید با حفظ رفاقت چند نکته درباره این فیلم بنویسم.
اگر جهان مبهم هاتف را صرفا یک فیلم در گونه پیشرفت در نظر بگیریم، من یکی از طرفداران اش هستم. بنده سالهاست مستند پیشرفت میسازم. حتی اولین مستند درباره شرکت آهار و آقایان مهندس جهانی و مهندس هاتف را بنده در مجموعه به توان چهل سال ۱۳۹۷ ساختم. از این نظر میتوانیم جهان مبهم هاتف را بعنوان یک فیلم قابل قبول در نظر بگیریم که البته میتوانست بجای تراژیک بودن پایان، حماسی باشد. این حماسه سرایی در زمینه پیشرفتهای علمی، خود اتکایی، استقلال اقتصادی را از هالیوود یاد میگیریم؛ در فیلمهای بی شماری که در این گونه ساخته است. اساساً حماسه جزو قواعد کلاسیک گونه پیشرفت در سینماست.
اما جهان مبهم هاتف فقط این نیست. فیلم ادعای اقتباس از تشکیل و تطور یکی از موفقترین شرکتهای دانش بنیان ایران را دارد. این ادعا هم در اسم فیلم و هم در سکانس پس از پایان، با راشهای آرشیوی، عکس و نوشته روی تصویر به تحقیق میرسد. اگر این مسأله را بپذیریم، یک سوال مهم و اساسی بوجود میآید؟! چرا برادر و دوست عزیزم مجید رستگار که بهترین مستند همه تاریخ درباره یک مسجد و یک شاهکار به تمام معنا به نام «عابدان کهنز» را ساخته، در قصه شرکت آهار، مهمترین عنصر دراماتیک شخصیتهای واقعی، یعنی مسجد را حذف کرده است؟! از سینما آفریقای مشهد که فیلم را دیدیم، تا مسجد حجت، خواستگاه موسسان شرکت آهار حدود حدود ۲.۵ کیلومتر راه است. کسانی که به خیابان امام رضا (ع) مشهد آمدهاند، این مسجد را درست کنار هتل درویشی دیدهاند - شوربختانه اینکه ما باید یک مسجد مهم با دهها شهید بی نظیر در مشهد را با یک هتل آدرس بدهیم- این یک مکان در تاریخ یا یک مسأله انتزاعی دور از ذهن نیست که در یک اقتباس قابل حذف باشد. من خود بارها در این مسجد نماز خواندهام و با چند نفر از رزمندگان قدیمی مسجدمصاحبه گرفتهام. ضمن اینکه درباره این سوژه تا امروز دو مستند، دهها گزارش خبری، یک کتاب بسیار خوب و یک مصاحبه تفصیلی با مهندس جهانی در مجله دانشمند که بنده آنرا گرفتهام، وجود دارد. آیا این آثار در فیلمنامه خوانش شده است؟! حالا مسجد حذف شد. چرا شخصیت دو قهرمان فیلم از بچههای مسجدی حزب اللهی به کسانی از یک خواستگاه دیگر با تفکرات دیگر تغییر کرده است؟! از نظر برادرانم در این فیلم، دانشمند شدن یا تشکیل یک شرکت دانش بنیان بسیار مهم، به بچههای مذهبی و انقلابی نمیآید؟! اگر فیلم یک اقتباس آزاد است، چرا همه نشانه ها، اسامی، انتخاب هنرپیشه ها، چهره پردازی و ... ما را به شرکت آهار میرساند؟!
یک مسأله بسیار مهم دیگر در جهان مبهم هاتف، جهان فیلم است. فیلم جهان خود را نساخته است. وقتی در ابتدا ما با نریشنی که لوکیشن را مشهد معرفی میکند، مواجه میشویم، انتظار تماشاگر اینست که مشهد را ببیند. نه اینکه مشهد را در ذهن و به شکل انتزاعی بسازیم و مگر مشهد شهر دور افتاده و غیر قابل دسترسی است؟! و مگر مشهد یک شهر بین المللی با بیشترین زائر و مسافر کشور نیست؟! عزیزان فیلمساز تصور نکردهاند که مردم ایران همه مشهد را میشناسند؟! مشهد کجای این فیلم قرار دارد؟ آیا با قرار دادن صرف یک گنبد امام رضا (ع) در بک گراند، فیلم مشهدی میشود؟! اصلا چرا فیلم را در مشهد نساختهاند؟! در همین خیابانها و دانشگاه و حرم و پارک و علم و فن آوری؟! مشکل بودجه داشتهاند؟! فیلم سازی در مشهد زیاد گران نیست. هزینههای اقامت با هزینه هنرپیشههای ارزان تر، بومی وتوانای مشهدی قابل جبران بود.
بعد از فیلم تلفنی با مهندس جهانی صحبت کردم. از فیلم راضی نبود. گفت این قصه هیچ نسبتی با زندگی او و مهندس هاتف ندارد. ناراحت بود و به دنبال حذف نام و نشانش از فیلم که اگر این اتفاق بیفتد، جهان مبهم هاتف یک مرحله ارتقا پیدا کرده و ابهاماتش کمتر خواهد شد. انشاء الله
