حجت امانیان | شهر دو کالبد دارد. یکی همین چیزهایی است که هر روز میبینیم و به نوعی با آن درگیریم؛ خیابان، ساختمان، پل، ایستگاه اتوبوس، بانک، مغازه، چراغ قرمز و... . یکی هم چیزی که به چشم نمیآید اما همهچیز شهر را معنی میکند؛ کالبد هویتی. خاطرهها، نشانهها، یادگاریها، نمادها و آنچه «بر شهر گذشته» و شهر را از یک جغرافیای بینام، تبدیلش کرده به جایی که به آن احساس تعلق میکنیم. سازگاری با کالبد هویتی شهر است که باعث میشود ترجیح بدهیم در مشهد زندگی کنیم یا در تهران و پاریس و توکیو.
تمیزی و زیباییِ کالبد فیزیکی نعمت است. هیچکس نمیخواهد در بافتی کهنه و زخم خورده زندگی کند. شهرها باید متناسب با ذائقه و خواست شهروندانشان بازسازی و تکمیل شوند. اما اگر بهبود کالبد فیزیکی تا آنجا پیش برود که کالبد هویتی شهر را به حاشیه ببرد، دست آخر ما را به یک شهرِ شیکِ بیشخصیت میرساند. شهری که هیچ رنگ و بویی از تاریخ خودش و نحوه زیست مردمش ندارد. شهرهایی که فرقی نمیکنند در کجای دنیایند چون همه شکل هم ساخته شدهاند.
هر حادثه تاریخی ردی از خود در جغرافیایی به جا میگذارد. «پاککردنِ ردّ تاریخ» با انگیزه «زیباسازی» خدمت به شهروندان نیست. بلکه زمینه سازی کردن برای بیحافظگی و فراموشکاری مردم است. جغرافیایی که بستر رویدادی بوده، «راوی تجسم یافتهای» خواهد بود برای آیندگان.

ما تا به حال حداقل دوبار این نشانهزدایی هویتی ناشیانه را در تهران تجربه کردهایم. یکی آن زمان بود که بعد پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از دیوارنوشتهها و نشانههای خیابانی —که خودِ شهر را به رسانه تبدیل کرده بود—از کوچه و خیابان شسته شد و رفت. یکی هم بعد جنگ بود. شهری که خودش موزه زنده جنایت دشمن بود، بعد از دفاع مقدس ردّ ترکشها و آثار بمباران، آنقدر «تمیز» ترمیم شد که شهر کمکم از حافظه دیداریِ جنگ خالی شد.
«حوادث دی ماه ۱۴۰۴» هم حتما از آن دست رخدادهای تاریخی است که اگر تجربهاش و سرگذشتش روایت نشود همگی در معرض تکرار دوباره آن هستیم. بانک و مغازه سوخته، پل هوایی تخریب شده، ماشین آتش گرفته، پرچم پاره شده و دهها مورد دیگر ظاهرا خرابی هستند و چهره شهر را زشت میکنند؛ اما اینها سند و عَلَمی هستند که آنچه بر ما گذشت را بازگو میکنند؛ به یاد میآورند؛ به چشم میکشند.
از نظر شما اگر این نشانهها زدوده شود، میدان برای روایتفروشی بازتر نمیشود؟
فردا روزی که آبها از آسیاب افتاد پیدا میشوند کسانی که خشونت عریان و آشوبگری مخرب را رنگ میکنند و به عنوان انقلاب مسالمت آمیز ملی به مردم میفروشند.
القصه تدبیر درست مدیریت شهری این است که حد تعادل را بین ارتقا کالبد فیزیکی و حفظ کالبد هویتی شهر رعایت کند. حتما بخشی از خرابیها و آسیبهای حوادث دی ماه باید از شهر جمع و بازسازی شود. اما حتما بخشی از آن هم به عنوان «حجتی آشکار» از این رخداد تاریخی باید حفظ شود تا راه برای تحریف و تردید باز نشود. این خرابیها استثنائا برای شهر ضروری است چون حافظه جمعی مردم و جوانان ما را میسازد.
