مهدیار سنبله | «جانشین» بیش از آنکه یک فیلم موفق باشد، یک ادعاست؛ ادعای خوب فرمی که سینمای امروز ما بهشدت به آن نیاز دارد، اما هنوز بلد نیست آن را به اجرا برساند. سینمایی که سالهاست در بند قهرمانسازی، روایت کلاسیک و چارچوبهای ازپیشتعیینشده گرفتار شده، حالا با فیلمی مواجه است که میخواهد این قواعد را بشکند، اما در عمل تا نیمهی راه بیشتر پیش نمیرود.
مقایسهی «جانشین» با «مجنون» چندان راهگشا نیست. هر دو فیلم محصول جهانهایی متفاوتاند، اما ایدئولوژی مهدی شاهمحمدی در آنها ثابت مانده است: جنگ قهرمان ندارد. مسئله اینجاست که در «جانشین»، این ایده بیش از آنکه به زبان سینما ترجمه شود، در حد نیت باقی میماند.
فیلم آگاهانه از قهرمانسازی پرهیز میکند. ما از اهمیت حسین املاکی میگوییم، اما هرگز او را قهرمان نمیکنیم؛ انتخابی که در سطح فرم، قابل دفاع است. فرد در دل ساختاری بزرگتر حل میشود و نامها جای خود را به جایگاهها میدهند. درست مانند لشکری که حتی نام فرماندهاش را نمیدانیم. عنوان «جانشین» دقیقاً از همین منطق فرمی میآید و یکی از هوشمندانهترین عناصر فیلم است.
اما مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که فرم، بدون پرداخت رها میشود. فیلم نه در کارگردانی و نه در فیلمنامه، توانایی لازم برای حمل این ایده را ندارد. شخصیتها ساخته نمیشوند، روابط شکل نمیگیرند و خانواده—که باید بار عاطفی روایت را به دوش بکشد—صرفاً حضور فیزیکی دارد. وقتی پیوندی ساخته نمیشود، جدایی هم معنایی ندارد.
فیلمنامه از فقدان «زمان سینمایی» رنج میبرد. مخاطب مدام در بلاتکلیفی است؛ نه به این دلیل که فیلم عامدانه او را سرگردان میکند، بلکه، چون روایت بلد نیست موقعیت را تثبیت کند. حتی نفی فرمول هم فرمول میخواهد؛ باید اول بسازی، بعد ویران کنی. «جانشین» اغلب پیش از ساختن، تخریب میکند.
در بخش فنی نیز اوضاع بهتر نیست. موسیقی نهتنها بیرون از جهان فیلم قرار دارد، بلکه گاه علیه آن عمل میکند. کاتهای بیمنطق، ریتم را از بین میبرند و بیش از آنکه نشان جسارت باشند، نشانهی سردرگمیاند.
با این همه، «جانشین» را نمیتوان نادیده گرفت. نه بهخاطر آنچه هست، بلکه بهخاطر آنچه میخواهد باشد. فرمی که پیشنهاد میدهد، ضروری است؛ اما تا زمانی که این فرم به پرداخت نرسد، در حد ژست باقی میماند. سینمای ما به چنین تلاشهایی نیاز دارد، اما نه به قیمت سهلانگاری در اجرا.
«جانشین» فیلمی است که راه را درست نشان میدهد، اما خودش هنوز بلد نیست از آن عبور کند.
