حوزه هنری خراسان رضویحوزه هنری خراسان رضوی
← همه اخبار
تأملی بر عکاسی مستند از جنگ، تجمعات مردمی و پساجنگ

تأملی بر عکاسی مستند از جنگ، تجمعات مردمی و پساجنگ

۸ شهریور ۱۴۰۵۱۰

تأملی بر عکاسی مستند از جنگ، تجمعات مردمی و پساجنگ | رسانه مجلا

در این گفت‌وگو، وهب رامزی، مدیر خانه عکاسان ایران، با تمرکز بر تجربه عکاسی از جنگ و پساجنگ، به آسیب‌شناسی وضعیت کنونی عکاسی مستند از تجمعات مردمی می‌پردازد. او ضمن نقد غلبه نگاه خبری و ثبت لایه‌های ظاهری وقایع، بر ضرورت حرکت به سوی روایت‌های عمیق‌تر، شخصیت‌محور و مستند، بازتعریف عمل عکاسانه به مثابه یک فرایند پژوهشی، و همچنین توجه به شیوه‌های نوین عرضه و مواجهه مستقیم عکس با مخاطب تأکید می‌کند.

جنگ تأثیراتی بسیار گسترده‌تر از همان لحظه درگیری یا نقطه اصابت دارد. جنگ تقریباً بر همه شئون زندگی تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل، عکاسی از ابعاد مختلف زندگی در وضعیت جنگی نیز می‌تواند نوعی عکاسی جنگ محسوب شود. به این معنا، اگر یک عکاس بتواند میان نگاه خود و وضعیت جنگی نسبتی برقرار کند، اثر او نیز می‌تواند در دسته‌بندی عکاسی جنگ قرار بگیرد. از دوران جنگ هشت‌ساله، به‌ویژه از زندگی روزمره مردم و زندگی عادی در شهرها چه تعداد عکس در اختیار داریم؟ برای مثال، در روزی که هم‌زمان با یک عملیات مهم در جبهه بوده، در صفحه حوادث یا صفحات اجتماعی روزنامه‌ها چه خبرها و چه عکس‌هایی منتشر شده است. آیا می‌توان از دل این تصاویر روزمره، روایتی تصویری از وضعیت اجتماعی جامعه‌ای ساخت که در ظاهر از جنگ دور بوده اما در واقع تحت تأثیر آن قرار داشته است؟

یکی از جلوه های اجتماعی جنگ اخیر تجمعات شبانه بوده است. اما من با نگاه کردن به مجموع عکس‌هایی که در این مدت گرفته شده، به این نتیجه رسیدم که از تجمعات، صرفاً با لایه رویی و ظاهری آن، یعنی همان لحظه حضور مردم در تجمعات، مواجه هستیم. روایت‌ها عمدتاً در همین سطح باقی مانده‌اند. در حالی که این آدم‌ها هر کدام زندگی، قصه، تجربه و نسبت متفاوتی با این موضوع دارند. فاصله و نوع مواجهه هر کدام با این اتفاق متفاوت است. سؤال اینجاست که چگونه می‌توان این لایه‌ها را در عکس روایت کرد؟ اینجاست که عکاسی مستند باید خودش را نشان بدهد.

در چنین رویکردی، کار از سطح یک گزارش خبری فاصله می‌گیرد و به لایه‌ای عمیق‌تر وارد می‌شود؛ لایه‌ای که توانسته به زندگی آدم‌ها نزدیک شود و در آن حضور پیدا کند. وقتی به وضعیت کلی عکاسی از اتفاقات این روزها نگاه می‌کنیم، کمتر تلاشی برای ورود به لایه‌های دوم، سوم و عمیق‌تر زندگی آدم‌هایی می‌بینیم که هر شب در این تجمعات حضور پیدا می‌کنند.

در عین حال، امکان پرداخت‌های فرمی هم وجود دارد. منظورم از نگاه فرمی این است که مثلاً یک مجموعه را صرفاً بر اساس بسته‌های صورت، چشم‌ها و نگاه‌های آدم‌ها شکل بدهیم، نه صرفاً ثبت حضور آن‌ها در یک تجمع. یا اگر به سراغ سوژه‌های پساجنگ رفتیم می‌توان به جای تمرکز مستقیم بر خود افراد، فقط اشیای باقی‌مانده از زندگی آن‌ها را روایت کرد. مثلاً اگر با فردی مواجه شدیم که همه زندگی‌اش را از دست داده، تنها از اشیای به‌جامانده او عکاسی کنیم؛ کاری شبیه مجموعه‌های طبیعت بی‌جان که بتواند از خلال اشیا، فقدان و سرگذشت انسان را روایت کند.

امروز عمل عکاسانه صرفاً فشردن دکمه شاتر نیست. این فقط بخشی از فرایند عکاسی است؛ همان لحظه‌ای که دوربین را مقابل سوژه می‌گیریم، قاب می‌بندیم، فوکوس می‌کنیم و شاتر را فشار می‌دهیم. اما عمل عکاسانه به این نقطه محدود نمی‌شود. بخش مهمی از این فرایند، پژوهش، جمع‌آوری و کشف لایه‌های پنهان زندگی سوژه‌هاست. آدم‌هایی که امروز از آن‌ها عکاسی می‌کنیم، گذشته‌ای هم دارند.

یکی از تجربه‌هایی که احتمالاً همه ما به‌عنوان عکاس بارها داشته‌ایم این است که آدم‌ها وقتی عکس خودشان را می‌بینند، احساس خوبی پیدا می‌کنند. این موضوع حتی از منظرهای فلسفی هم قابل تأمل است؛ اینکه نوعی خودشناسی از طریق نگاه دیگری برای انسان اتفاق می‌افتد. به همین دلیل، پیشنهاد من این است که عکس‌هایی را که از مردم گرفته‌اید دوباره به خود مردم برگردانید.

در مجموع، به نظرم رفتن میان مردم، تعامل مستقیم با آن‌ها و تحقق «آیینگی» از طریق عکاسی، مسیر مهمی است که باید جدی گرفته شود. راه‌اندازی آتلیه‌های میدانی، استفاده از چاپگر برای تحویل فوری عکس به مردم و برگزاری نمایشگاه‌های عکس در همان محل تجمعات، از جمله اقداماتی است که می‌تواند هم به یافتن مسیرهای تازه در عکاسی کمک کند و هم رابطه عکاس با جامعه را عمیق‌تر و زنده‌تر سازد.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khr.hozehonari.ir/s/KA3529F

مطالب مرتبط

نظرات

در حال بارگذاری…