
اجرای ایرانی، روایت شکسپیری
نقد نمایش «هملتک به روایت کوچه و بازار» | رسانه مجلا
هر بار که «هملت» روی صحنه میرود، یک پرسش اساسی پیش میآید: این بار چه چیز تازهای به این تراژدی آشنا اضافه شده است؟ «هملتک به روایت کوچه و بازار» پاسخ خود را پیش از هر چیز در زبان پیدا میکند. گفتوگوهای هملت این بار با زبان و لحن مردم کوچه و بازارِ حدود دو قرن پیش در ایران بیان میشوند؛ انتخابی که از همان ابتدا، تفاوت اجرای حاضر را با متن شکسپیر مشخص میکند. اما پرسش اصلی اینجاست که این تغییر زبانی تا چه اندازه به دیگر عناصر اجرا هم راه پیدا میکند.
یکی از مسیرهای مهم در تجربه تئاتر ملی ایران، تلاش برای پیوند دادن متون نمایشی با شیوههای اجرای ایرانی بوده است؛ از تعزیه و سیاهبازی گرفته تا دیگر شکلهای نمایش سنتی. تعزیه، با منطق اجرایی متفاوتش، یکی از منابع مهم شکلگیری زبانهای اجرایی ایرانی به شمار میرود. در چنین تجربههایی، مسئله فقط ایرانیکردن ظاهر یک اثر نیست؛ مهمتر از آن، پیدا کردن راهی تازه برای اجرا و رسیدن به برداشتی متفاوت از خود اثر است.
در «هملتک»، اما فاصله میان زبان و ساختار به چشم میآید. روابط و موقعیتهای اصلی «هملت» همچنان حفظ شدهاند و تغییر عمده بیشتر در زبان و شیوه بیان اتفاق میافتد. به همین دلیل، با وجود فضای متفاوت گفتوگوها، استخوانبندی درام همچنان همان «هملت» آشناست. زبان کوچه و بازار به نمایش رنگوبویی ایرانی میدهد، اما این تغییر کمتر به رفتار شخصیتها و مناسبات میان آنها راه پیدا میکند. در نتیجه، با اجرایی روبهرو هستیم که «هملت» را در قالبی ایرانی عرضه میکند، بیآنکه در منطق درونی و ساختار اصلی آن تغییر چندانی ایجاد کند.
در این میان، مقایسه با تجربه تاداشی سوزوکی میتواند راهگشا باشد. سوزوکی در مواجهه با متون کلاسیک غربی، از جمله آثار اوریپید، از عناصر تئاتر سنتی ژاپن، بهویژه «نو» و «کابوکی»، بهره گرفت تا به شیوهای متفاوت در استفاده از بدن بازیگر و سازماندهی صحنه برسد. او در «زنان تروا» نیز تراژدی یونانی را با تجربه تاریخی و تصاویر فرهنگی ژاپن پیوند داد. تفاوت مهم در همینجاست: در تجربه سوزوکی، عناصر شرقی به ابزاری برای بازخوانی متن تبدیل میشوند؛ اما در «هملتک»، این تأثیر بیشتر در زبان، برخی ویژگیهای بازی و طراحی اجرا دیده میشود و ساختار اصلی «هملت» همچنان چارچوب مسلط نمایش باقی میماند.
در میزانسن و طراحی حرکت، هماهنگی گروهی و الگوی حرکتی مشخص بازیگران از نقاط قوت اجراست. بازیگران با انرژی وارد صحنه میشوند و حضور جمعی آنها در بسیاری از لحظات، به نمایش جان میدهد. با این حال، این انرژی و هماهنگی بیشتر به پیشبرد اجرای «هملت» کمک میکند تا شکلگیری برداشتی تازه از آن. حرکتها، بدن بازیگران و ترکیب گروهی آنها میتوانستند پیوند عمیقتری با جهان کوچه و بازار پیدا کنند و به یکی از ویژگیهای متمایز این اجرا تبدیل شوند.
موسیقی زنده با سازهای ایرانی نیز در شکلدادن به فضای نمایش نقش دارد و با حالوهوای انتخابشده هماهنگ است. با این حال، نقش موسیقی بیشتر به همراهی با صحنه و تقویت فضای ایرانی اجرا محدود میماند و کمتر به خلق معنایی تازه برای موقعیتهای نمایشی کمک میکند. به این ترتیب، موسیقی هم مانند زبان، بیش از آنکه ساختار نمایش را دگرگون کند، به رنگوبوی ایرانی آن میافزاید.
بازیگری از دیگر بخشهای جذاب اجراست. انرژی بازیگران، حضور پرشور آنها و هماهنگی گروهی باعث میشود صحنه در بسیاری از لحظات زنده و پرتحرک بماند. این ویژگی بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که گروه از شیوههای آشنای بازی و حرکت در تئاتر ایرانی بهره میگیرد و آنها را در کنار متن «هملت» قرار میدهد. با این همه، جذابیت بازیها بیشتر از حضور و انرژی بازیگران میآید و کمتر به کشف لایهای تازه از شخصیتها یا روابط دراماتیک اثر منجر میشود.
در مجموع، مسئله اصلی «هملتک به روایت کوچه و بازار» فاصله میان ایده اولیه و نتیجه نهایی آن است. آنچه به نمایش افزوده شده، بیشتر در زبان، بازیگری و برخی جنبههای طراحی اجرا نمود پیدا میکند و کمتر به بازآفرینی ساختار، روابط و جهان درونی اثر میانجامد.
شاید مسیر جذابتر برای ادامه این تجربه، درست از همینجا آغاز شود: اگر قرار است «هملت» وارد کوچه و بازار ایران شود، چرا خودِ «هملت» در این مواجهه تغییر نکند؟ در چنین مسیری، حاصل کار میتواند از ارائه «هملت با زبان و فرم ایرانی» فراتر برود و به شکلگیری نوعی «هملت ایرانی» برسد؛ اجرایی که نهفقط در ظاهر و شیوه بیان، بلکه در جهان و منطق درونی خود نیز هویتی مستقل پیدا کرده باشد.
تحریریه دفتر تئاتر حوزه هنری خراسان رضوی | رسانه مجلا
نظرات
در حال بارگذاری…
