سید احسان نجفی فر | شعله انقلاب از همان ابتدا بنا نبود صرفاً جغرافیای ایران را روشن کند. انفجار نور، محدود به مرزها نیست؛ هر چشم غبارزدودهای میتواند پرتوی از آن را در هر نقطه جهان دریابد. در این معنا، «صدور انقلاب» بیش از آنکه انتقال یکسری حوادث تاریخی باشد، عرضه یک منظر است؛ شیوهای برای دیدن و فهمیدن جهان.
هنر انقلاب نیز هرگاه به این منظر وفادار مانده، توانسته از مرزهای جغرافیایی عبور کند و نسبت خود را با مسائل جهانی حفظ کند. در این میان، برخی هنرمندان معاصر بهخوبی نشان دادهاند که این امکان همچنان زنده است. آثاری از استاد شجاعی طباطبایی، استاد نیرومند و استاد دوستمحمدی، نمونههایی روشن از این حضور فعال در میدان جهانیاند؛ آثاری که صرفاً واکنش به یک رویداد نیستند، بلکه تلاش برای صورتبندی یک نگاهاند. نگاهی که از دل آن میتوان رخدادهای جهان را نه صرفاً بهعنوان خبر، بلکه بهمثابه نشانههایی از یک تقابل عمیقتر تمدنی خواند.
اهمیت این نوع کنش هنری در این است که اجازه نمیدهد هنر در سطح مسائل صرفاً داخلی یا واکنشهای مقطعی متوقف بماند. در جهانی که بحرانها، جنگ روایتها و افشای تناقضهای قدرتهای بزرگ بهصورت همزمان در جریان است، هنر انقلاب نیز میتواند و باید در همین میدان حاضر باشد؛ نه صرفاً در مقام پاسخ، بلکه در مقام روایتگری فعال.
در واقع، مسئله اصلی نه نبود سوژههای جهانی، بلکه چگونگی مواجهه با آنهاست. هر رخداد جهانی، از تنشهای سیاسی تا رسواییهای قدرت، میتواند به فرصتی برای بازخوانی چهره واقعی نظام سلطه تبدیل شود، اگر از منظر انقلاب اسلامی دیده و روایت شود.
با این حال، در کنار نمونههای قابل توجهی، چون آثار شجاعی طباطبایی و نیرومند، هنوز این جریان به گستره واقعی ظرفیت خود نرسیده است. گویی میان رخدادهای پرشمار جهانی و میزان تولید هنریِ ناظر به آنها، فاصلهای قابل تأمل وجود دارد؛ فاصلهای که بیش از آنکه نقدی بر افراد باشد، نشانهای از یک امکان بالفعلنشده است.
یادآوری این نمونههای موفق نشان میدهد این مسیر نه یک آرزو، بلکه یک تجربه آغازشده است؛ تجربهای که اگر گسترش یابد، میتواند زبان جهانی هنر انقلاب را دوباره فعال کند.
