
شاخهی خوشنام گمنام
مروری بر مستند «شاخهای روی آب» | رسانه مجلا
نام شهید «محمدمهدی طهرانچی» در عین شهرت، آمیخته با گمنامی است. شهرت او بیش از هر چیز به واسطه مسئولیتهای مهم مدیریتیاش در دانشگاه آزاد اسلامی و نقشآفرینی در مراکز علمی و پژوهشی کشور، بهویژه در حوزه علوم راهبردی، بازمیگردد. اما گمنامی او نیز دقیقاً از دل همین موقعیتها برمیخیزد؛ جایگاههایی که اقتضای آن، پیش بردن تحولات بزرگ علمی و فنی در سکوت و دور از هیاهوی رسانهای بوده است.
مستند «شاخهای روی آب» به کارگردانی محسن اسلامزاده و محمدمهدی حبیبی، تلاشی است برای روایت گوشهای از همین زندگی مجاهدانه؛ روایتی که میکوشد از چهره رسمی و مدیریتی شهید طهرانچی فراتر رود و به انسانِ انقلاب اسلامیِ پشت این عناوین، نزدیکتر شود.
فیلم از همان ابتدا مسیر متفاوتی را برای روایت و معرفی سوژهاش انتخاب کرده است؛ مسیری که مهمترین امتیاز و در عین حال، بخشی مهم از هویت اصلی آن به شمار میآید. در بسیاری از مستندهای پرتره، روایت زندگی شخصیت اصلی از خلال گفتوگو با همکاران، شاگردان و دوستان شکل میگیرد، اما «شاخهای روی آب» راه دیگری را برگزیده است. روایت اصلی فیلم از نگاه همسر شهید طهرانچی، شهیده «مژگان قراویری»، شکل میگیرد؛ زنی که سالها نزدیکترین همراه او بود و سرانجام در آغازین روز جنگ ۱۲ روزه، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در کنار او به شهادت رسید. به این ترتیب، مخاطب نه با یک گزارش تاریخی یا زندگینامه رسمی، بلکه با روایتی خانوادگی، عاطفی و انسانی مواجه میشود؛ روایتی که شخصیت طهرانچی را از پشت تریبونها و جلسات مدیریتی بیرون میآورد و به فضای خانه، خانواده، دغدغهها، آرمانها و احوال شخصی او نزدیک میکند.
نقش این زاویه دید در شکلگیری شخصیت این مستند انکارناپذیر است. گفتار متن که با صدای فریبا کوثری اجرا شده، به این راوی غایب جان میبخشد و صدایی برای راویِ این زندگی پرفراز و نشیب میشود. این انتخاب هوشمندانه، به روایت فیلم لحنی زنانه، احساسی و در عین حال تأثیرگذار بخشیده و سبب شده است روایت از دام شعار و ستایش فاصله بگیرد و در جریان زندگی شهید عمیقتر شود.
اما موفقیت این مستند تنها حاصل انتخاب زاویه دیدش نیست. حامد آبکنار در مقام نویسنده کوشیده میان وجوه مختلف شخصیت شهید طهرانچی تعادل برقرار کند. او از یک سو زندگی خانوادگی و ابعاد عاطفی شهید را برجسته ساخته و از سوی دیگر، جایگاه علمی، مدیریتی و نقش او در پروژههای راهبردی کشور را در نظر گرفته است. حاصل این رویکرد، تصویری چندبعدی از شخصیتی است که هم دانشمند است، هم مدیر، هم استاد و هم پدری که خانوادهاش او را به گونهای دیگر میشناسند. در نتیجه، مخاطب پس از تماشای این اثر، ذهنش بیشتر درگیر کشف و شناخت شهید طهرانچی میشود.
پژوهش و آرشیو تصویری این مستند نیز نقش مهمی در استحکام روایت دارد؛ بهویژه آنکه بخش مهمی از مواد خام فیلم از آرشیوی به دست آمده که پس از تخریب منزل در اثر شدت انفجار بمبهای اسرائیلی، از میان آوارها کشف و بازیابی شده است. این مجموعه شامل فیلمهای خانوادگی و عکسهای شخصیای است که در کنار تصاویر جدید، امکان بازسازی بخشی از زندگی کمتر دیدهشده شهید طهرانچی را فراهم کرده است. این تصاویر که با تلاش تیم آرشیو و بازیابی به سرپرستی آرش نقیبی مورد استفاده قرار گرفتهاند، به فیلم کیفیتی منحصربهفرد بخشیده و مخاطب را با لحظاتی روبهرو میکنند که پیشتر هرگز دیده نشدهاند.
در سطح اجرایی نیز همکاری حمید مشایخی در تدوین، محمدحسین ابراهیمی در طراحی و ترکیب صدا و محمدمهدی حبیبی و محمدامین صدیقیمقدم در فیلمبرداری، به شکلگیری ریتمی متناسب با حالوهوای اثر کمک کرده است؛ ریتمی که میان خاطرات و بازخوانی حواشی یک زندگی پرحادثه در نوسان است.مستند شاخهای روی آب بیش از آنکه روایت یک ترور یا زندگی یک مدیر علمی باشد، تلاشی برای بازنمایی انسانی است که بخش بزرگی از عمر خود را در متن تحولات مهم علمی کشور سپری کرده است. با این حال، بخش قابل توجهی از زندگی و جایگاه او در ایران و جهان از نگاه عموم پنهان مانده و این مستند میکوشد بخشی از این حجاب معاصرت را کنار بزند.
مطالب مرتبط
نظرات
در حال بارگذاری…





