نویسنده: احسان مینائی راد
در همان قسمتهای اول سریال وقتی عکس شهیدان شهریاری و احمدی روشن را در کنار تصاویر دانشمندان جهان در اتاق فرید (یکی از شخصیتهای اصلی داستان) دیدم، کارگردان را تحسین کردم؛ و حقیقتا برای من همین انگیزهای شد که بنشینم پای سریال دشتستان.
طبیعتا موضوع سریال از یا درباره شهید شهریاری و انرژی هستهای و اینها نبود. اما کارگردانی که جرأت کند و عکس شهید دانشمند ایرانی را در کنار سایر دانشمندان جهان آن هم در سریالهای تلویزیونی قرار دهد، خود روایتی است از پیشرفت در ساخت برنامههای تلویزیونی. (البته که این عبارات را باید سوگ مندانه نوشت و گفت که چرا بعد از چهل از سال از انقلاب اسلامی ما تازه خوشحال هستیم و میشویم که الحمدلله عکس دانشمندان مان را در سریالها میبینیم.)
و از این زاویه به نظرم دشتستان روایت میکند پیشرفت را. روایت ایران اسلامی، روایت پیشرفت هنرمندان جوان.

به قول معروف یک خطی و خلاصه سریال این است که سه نفر از دهه شصت طی اتفاقاتی وارد تونل زمان میشوند و حالا خودشان را در سال ۱۴۰۳ میبینند. ایرانی که پیشرفت کرده است. خیابان ها، تکنولوژی، دانشگاه و آدمها و ....
ژانر یا گونه "سفر در زمان" بیشتر اوقات برای مخاطب جذاب بوده است. چه سفر به اینده و چه سفر به گذشته و به این بهانه نویسنده و کارگردان اثر میتوانند داستان شان را در یک بستر تاریخی روایت کنند.
محمد نقائی نویسنده سریال دشتستان که دیگر نوشتههای او را در قالب نمایشنامههای تاریخی، چون کلنل، باغ خونی دیدهایم این بار از دهه شصت میگوید و گذر به دیگر دورههای تاریخی.
نویسندهای که ملودرام تاریخی و اجتماعی را خوب فهمیده است و به نظرم در دیالوگ نویسی حالا استاد شده است (و در ادامه خواهم گفت) این مرتبه همراه با یار همیشگی اش امیر بشیری عنصر طنز را دستمایه کردهاند برای قصه پردازی برای مخاطبان شان البته نه در سالنهای تئاتر که در خانه و پای تلویزیون.

🔽به نظرم دشتستان تکلیف ش در قصه گویی مشخص است. سه نفر که در دهه شصت دارای خانواده و شغل و وابستگیهای معمول زندگی دارند در یک تکانهی اعتباری (اتاقی که آنها را به گذشته و آینده میبرد) که برای مخاطب آرام آرام منطقی جلوه میکند وارد آینده میشوند؛ بنابراین کارگردان و بازیگر و طراح صحنه و تصویربردار و ... میدانند که چه باید بکنند و به عبارتی تیم برای قصه گویی دچار لکنت و ابهام گویی نمیشوند. به اصطلاح جای پای سریال محکم است و منطق روایی لازم را برای دراماتیک دارد و مخاطب هم حالا همراه با شخصیتهای سریال هم آوا و هم افق و هم راه میشود؛ و این از مزیتهای این سریال است. برخلاف برخی دیگر از تولیدات که کلیاتش با جزئیاتش همخوان نیست.
🔽داشتن درون مایه طنز همراه با این درام اجتماعی و در جاهایی سیاسی، توانسته است ریتم و حرکت سریال را به جز در برخی قسمتها روی خط و به اصطلاح زنده نگه دارد.
🔽 از دیگر ویژگیهای سریال دشتستان که به نظرم درون مایه اصلی و شاید "پیام هدایتی" سریال نیز میتواند باشد، انتقال یک پیام و ارزش اخلاقی مشخص و نه پرگویی و پراکنده گویی است.
همین امروز و همین ثانیه قدر یکدیگر را بدانیم و به همدیگر محبت کنیم.
اینکه بیائیم به اصطلاح "دم"را غنیمت بشماریم و شاید که نه، حتما لحظهای فراخواهد رسید که حسرت همین "یک دم" را بخوریم. فقط یک ثانیه برای "ابراز محبت و بغل کردن پدر و مادر" و ان روز دیگر دیر شده است.
لحظهها و حسرتهایی فرا خواهد رسید که میتوانستیم مسئلهها و گرههایی را از نزدیکان و همسایه مان و دیگران حل کنیم و درگیر خودخواهیها و منیتها شده بودیم و نکردیم آنچه را باید.
اینکه آیا میشود فقط چندثانیه و چند لحظه عمر و فرصتی دوباره فراهم شود و برگردیم و کارهای نکرده را به سرانجام رسانیم.
یا لیتنی قدمت لحیاتی
اینکه بدانیم آخرتی وجود دارد و مرگ حق است و الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا حقیقت دارد و اینک دنیا ما را مشغول به خود کرده است؛ و اصلا اینجاست که هنر بن بست شکن است و صیقل دهنده. هنر یعنی همین. اینکه بخواهیم این حرفها را بدون مستقیم گویی و اصطلاحا بدون حقنه کردن و گل درشت به مخاطبانمان بگوئیم.
اینکه همراه با "امین" آرزو کنیم کهای کاش میتوانستم برگردم به گذشته و فقط یک ثانیه حتی یک ثانیه پدرم را بغل کنم. همراه با دانیال و نعمت و خسرو دوست بداریم که برگردیم به گذشته و جبران مافاتَ ....
🔽 سریال دشتستان از تاریخ میگوید و ما را میبرد به سالهای ۱۳۳۲ و کودتای ۲۸ مرداد، به زمان ناصرالدین شاه، به زمان چنگیز خان و ....
به نظرم این تقاطعها و اتصالهای تاریخی خیلی خوب بود. اما به دلیل اجمال گویی در روایت، مع الاسف در فرم هم خوب در نیامدند؛ که شاید خوب بود با تفصیل بیشتری به آن پرداخت و مضمون دیگری، چون "هویت تاریخی"
را بازنمایی کرد ولو اندک. هویتی که باید درحافظه جمعی ایرانیان و از طریق هنر مستقر شود.
🔽 نکته دیگری که به نظرم قابل اهمیت است و البته در بک گراند سریال جاگرفته است و به تعبیری حکم نمک غذا را دارد، نوع پرداختها و بازنماییهای فرمی (شکلی) و محتوایی به ظاهر فرعی در سریال دشتستان است.
قابها و تصاویر زیبایی از جغرافیای ایران، (از شمال تا جنوب)، بی آلایشی و سادگی شخصیت ها، لباس و آکسسوار ساده و معمولی، شوخیها و سبک تعامل و زندگی، و سایر اتفاقاتی که معلوم هست کارگردان برای آنها ایده و فکر داشته است و عامدانه در قاب تصویر گنجانده است.
همین قاب بندیها و توجه به جزئیات است که داستان و سیر سریال را جوری جلو میبرد که مخاطب را خسته نمیکند و به اصطلاح مانع روایت خطی است. کاراکترهایی با دیالوگهایی تکراری در سریال هستند که به ظاهر در داستان موثر و پیش برنده نیستند؛ اما حضورشان باعث تنوع شده و فرح بخشی را برای بیننده را به همراه میگذارد.
🔽در دشتستان نمیتوان از غنای بالا و حرفهای بودن در دیالوگ نویسی به سادگی عبور کرد. باز به نظرم بر خلاف برخی از دیگر سریالهای حتی ملودرام و اجتماعی تلویزیون، متن فیلم نامه دقیقتر نوشته شده است. دقیق به معنای حفظ ساختار و قوام دراماتیک و قصه گویی و در عین حال از آن مهمتر انسجام متنی و متناسب با شخصیت ها.
طوریکه قشنگ معلوم است روی متن و دامنهی کلمات کار شده است. دیالوگها هرچند محاورهای، اما تلاش شده است مسجع گونه نوشته شوند و با کارگردانی خوب و بازی خوب برخی بازیگران، کاملا سریال از کل به جزء و همراه با تعلیقها و گشایشها پیش رونده است.

🔽و نکتهی جالب توجه آخر، استفاده از موسیقی و ترانهها در جای جای سریال است. باز به نظرم کاملا معلوم است علاقهی کارگردان به موسیقی که در "کنسرت نمایش «کلنل» " به صحنه آورده بود، اینجا در لابلای قصه گویی اش نمود دارد.
🔽فکر میکنم سریال دشتستان، اولین کار تلویزیونی جناب آقای بشیری است. خداقوت به ایشان و نویسنده محترم و البته سپاس از مدیران سیما که در دوره مدیریت جدید شاهد ساختار شکنیهایی در واسپاری کارهای سطح الف به هنرمندان به اصطلاح شهرستانی، اما خلاق و پرتوان هستیم. امیدوارم که این قبیل کارها در سایر تولیدات نمایشی نیز تسری یابد همراه با هنرمندانی که اگر به آنها میدان داده شود، کاری میکنند کارستان مانند دشتستان.
🔽تبریک میگویم به برادر عزیزم امیر بشیری و محمد نقائی گرامی.
امیدوارم در فصل/های بعدی سریال و دیگر کارها با رفع نواقص و تقویت نقاط قوت، شاهد تولیداتی جذابتر و قویتری باشیم.
⏺️سریال دشتستان در ۳۰ قسمت و به کارگردانی آقای امیر بشیری و نویسندگی آقای محمد نقایی و به تهیهکنندگی آقای زرینکوب ساخته است