
داستانهایی ساده از مردمانی جسور
جلسه نقد و بررسی کتاب «آماده ترور باش» نوشته علی براتی گجوان در حوزه هنری برگزار شد
جلسه نقد و بررسی کتاب «آماده ترور باش» نوشته علی براتی گجوان عصر روز چهارشنبه 19 بهمن ماه با حضور جمعی از علاقه مندان در سالن جلسات در حوزه هنری خراسان رضوی برگزار شد
با گذشت 44سال از انقلاب اسلامی، شاید دیگر نه فقط نوجوانان و جوانان، بلکه حتی قشر میان سال جامعه هم مولود سال های پس از انقلاب باشند و کسانی که درکی عمیق و فهمی دقیق از آن زمانه پر از آشوب و التهاب دارند، قشری محدود با محاسن یا گیسوان سفید باشند. در این وضعیت است که به موازات پرهیز از انحراف و دروغ پردازی ها، باید با مبالغه درباره انقلاب اسلامی هم مقابله کرد تا برای همیشه در تاریخ جاودانه شود که نخستین بارقه های این نهضت نه از پاتوق های روشن فکری، بلکه از میان صفوف نماز جماعت در مساجد و مشاهدات مردم در کوچه و بازار ایجاد شد. این انقلاب برخاسته از باور فراگیر مردمی بود که تا پیش از آن در هر محرم و صفر، سیاه پوش سیدوسالار شهیدان می شدند، در هر رمضان قرآن بر سر می گرفتند و در هر نوروز و یلدا، پای سفره های باصفای هفت سین و شب چله می نشستند. سرانجام هم در بهمن1357، همان مردم یک صدا اراده کردند تا حکومتشان هم از جنس باورهایشان باشد. «آماده ترور باش» به قلم علی براتی گجوان و در 194صفحه، روایت داستان های ساده همین مردم است؛ از پسر نوجوانی که پنهانی از دید مأموران ساواک بسته های اعلامیه را جابه جا می کند، تا مادری که به پسرش امر می کند تا در ساعت حکومت نظامی نوار اعلامیه را به دست کسی برساند یا دختری که با نگرانی کیف پر از کاغذهای اعلامیه را بر دوش می کشد. روایت اتفاقاتی به ظاهر ساده، اما آشنا و ملموس که تصویر قابل قبولی از مشهد1357 و مردمان جسور و صادق آن ارائه می دهد.
کار انقلابی سخت ترین گونه ادبی است
علی براتی گجوان به عنوان نویسنده اثر در نشست نقد و بررسی کتاب که به میزبانی اتاق جلسات حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد، ضمن تشریح و خوانش فرازهایی از آن ها، گفت: «جنگ و انقلاب دو پدیده منحصربه فردی هستند که همه مردم در صدسال اخیر آن ها را متمایزترین رویدادهای تاریخی می دانند و بر همین اساس، اینکه شما چه بنویسید که شایسته این دو رویداد باشد، کار انقلابی و کار دفاع مقدسی را به سخت ترین نمونه های مشابه خود تبدیل می کند.»
نویسنده همچنین به روایت خاطره ای از دوران کودکی اش پرداخت؛ زمانی که در همسایگی سینما و شاید به صورت ناخواسته با جدیدترین اخبار و تحولات کشور آشنا می شد و همین ارتباط ناگزیر، نخستین جرقه ارتباط او با انقلاب را فراهم کرد. علاوه بر این، علی براتی گجوان به روایت بازی های دوران کودکی و توصیف یکی از هم بازی هایش در آن زمان پرداخت؛ پسربچهای که به هرکدام از بچه ها یک لقب نسبت داده بود و حتی نویسنده را هم «علی عینک» صدا می کرد، اما بعدها که در دوران جوانی به جبهه ها شتافتند و او در عملیات رمضان به شهادت رسید، رفتارهایش به حدی مزه انسانیت و انقلابیگری مخلصانه را به نویسنده چشانده بود که به اذعان براتی گجوان، هنوز هم در هر اثرش از او یاد می کند.
روایت خاطراتی که داستان می شوند
تشریح و تحلیل تفاوت های فنی میان خاطره و داستان، یکی از محورهای این جلسه نقد ادبی بود. پرداختن به این موضوع زمانی به دغدغه حاضران تبدیل شد که محمد خسروی راد، منتقد و نویسنده سرشناس مشهدی، در ادامه این نشست، کتاب «آماده ترور باش» را مجموعه ای از چند خاطره دانست که در هر لحظه، خود را در قالب یک داستان ارائه می کنند.
وی در این باره تأکید کرد: «ملاکی که می توان به استناد آن خاطره را از داستان متمایز دانست، این است که داستان ها همواره دارای آرایه های غلیظی از ادبیات هستند، در بسیاری از موارد می توانند پیام های مختلفی را منتقل کنند و در انتها هم به عبارت مطلق، همه چیز در آن ها تمام نمی شود. به عبارت دیگر، پشت ساختمان داستان، جهان پنهانی وجود دارد که مخاطب را به سوی خود فرامی خواند و این همان ضرب المثل قدیمی است که داستان خوب را داستانی می دانست که داستان های دیگری برای مخاطب بسازد؛ یعنی توانایی تخیل را قوی کند، معناهای مختلفی به وجود آورد و پنجره های جدیدی را به روی مخاطب باز کند.»
به گفته این نویسنده مشهدی، خاطره در مفهوم متفاوتی از داستان طبقه بندی می شود. زیرا الزاما از آرایه های غلیظ ادبی برخوردار نیست، یک پیام آشکار و مشخص دارد و نقطه پایان روایت آن، نقطه پایانی بر همه چیز است و این موضوع را در فرازهای مختلفی از کتاب «آماده ترور باش» می توان مشاهده کرد.
روایت غیریکنواخت نویسنده؛ مطلوب یا نامطلوب؟
«دیوارکشی میان ساختارها» تعبیر درخورتوجه یکی دیگر از منتقدان ادبی حاضر در مراسم بود که پس از محمد خسروی راد، او هم در مقام انتقاد بر ضرورت جداسازی ساختار خاطره نویسی از داستان نویسی در این کتاب تأکید داشت. مجتبی انوریان یزدی در ادامه صحبت های گفت: «یکی از ویژگی های مهم این کتاب آن است که مخاطب با مطالعه آن، ناخواسته بین دو ساختار خاطره و داستان شناور می ماند. داستان بر مبنای قواعد و ملزوماتی که دارد، باید تعلیق و کشش داشته باشد و می توان با روایت آن از زبان دانای کل یا سوم شخص، بر غنای داستان نیز افزود، اما در خاطره این طور نیست و این راوی اول شخص است که اصلی ترین عامل هم ذات پنداری مخاطب خواهد بود.»
به گفته او، نبود تناسب محتوایی میان داستان های این کتاب باعث شده است تا توازن اثر برهم بخورد و مخاطب درحالی که یک داستان بسیار قدرتمند را مطالعه می کند، پس از آن در مواجهه با یک روایت دیگر غافل گیر شود. با این حال، انوریان یزدی در ادامه به تمجید از سبک نگارشی نویسنده پرداخت و بیان کرد: «در یک مجموعه داستانی قوی، نویسنده هر اپیزود را با حلقه های نامعلومی به هم پیوند می دهد. در این کتاب هم مشاهده می کنیم که برخی شخصیت ها، نشانه ها، اشیا و نمادها تکرار می شوند و این نکته بسیار
خوب است.»
«آماده ترور باش»؛ پایبند به هویت شهر
تمجید از اصالت جغرافیایی کتاب، یکی دیگر از مؤلفه هایی بود که منتقدان بر آن وحدت نظر داشتند. رضا خوشه بست، منتقد و نویسنده ادبی، در نقد کتاب «آماده ترور باش» تأکید کرد که هر 21داستان در این مجموعه توانسته اند به طور محسوسی به هویت و فرهنگ مشهدی پایبند بمانند، تا جایی که حتی در فرازهای مشخصی، شاهد بیان گویش خراسانی و لهجه مشهدی هستیم. وی افزود: «با این حال، نباید از یاد برد که مهم ترین مزیت و هویت ذاتی مشهد وجود بارگاه منور رضوی و امام هشتم(ع) است و بر این اساس، مفقودبودن ردپای فرهنگ رضوی در این کتاب را می توان یکی از مصادیق انتقاد به آن دانست.»
به گفته این منتقد ادبی، ترور شخصیت های انقلابی، درگیری حزب های انقلابی و غیرانقلابی، آتش کشیدن سینماآریا و مصادیق هم بستگی مردم ایران علیه هرگونه ظلم، ازجمله خصوصیات چشمگیری است که در سرتاسر کتاب به چشم می خورد و روایت از زبان اول شخص هم با توجه به فضای داستان ، موجب ایجاد صمیمیت برای مخاطب شده و حتی لحن طنزگونه برخی دیالوگ ها هم مزید بر علت بوده است.
سفارشی نوشتن همیشه هم بد نیست
طرح نظریه سفارشی بودن این اثر، بهانه ای شد تا منتقدان نظراتشان را در واکنش به آن مطرح کنند. رضا خوشهبست با ذکر نمونه های موفق سفارشی نویسی در تاریخ ادبیات داستانی، تأکید داشت که سفارشی نوشتن همیشه هم بد نیست و اگر این طور باشد، هالیوود را می توان بنگاه تولید اثر سفارشی دانست، اما آن ها موفق هستند، چون در کارشان هم سفارش دهنده و هم مؤلف به قواعد پایبند می مانند و حد خود را می شناسند.
«در کشور ما گاهی از طرف یک سازمان انقلابی با دغدغه های درخورتحسین فرهنگی، سفارشی به یک کارگردان یا نویسنده ارائه می شود تا درباره یک موضوع خاص محتوا تولید کند، اما این سفارش گاهی به قدری دقیق و هدف گذاریشده است که سفارش دهنده، هنرمند را به استحصال یک پیام خاص مکلف می کند. این اشتباه است. جامعه از این اثر تأثیر نمی پذیرد. مبنای سفارشینویسی آن است که درباره یک مفهوم، مؤلف امر به نگارش شود و ماحصل این سفارش، خروجی مطلوبی برای مخاطب و سفارش دهنده به ارمغان
بیاورد.»
موقعیت پردازی؛ مزیت بارز «آماده ترور باش»
سخنان حسین عباسزاده، مسئول بخش آفرینش های ادبی حوزه هنری استان، پایان بخش این مراسم بود. وی ابتدا علی براتی را ازجمله نویسنده های تجربه گرایی دانست که داستان هایی براساس تجربه های زیستی خود به رشته تحریر درمی آورند و سپس افزود: «این شیوه نگارش به نکات مثبت محدود نیست و ممکن است کمابیش نقاط منفی هم داشته باشد. با این حال، بیشتر داستان هایی که از نویسنده های تجربه گرا در بازار وجود دارد و با استقبال مخاطب روبه رو شده، از آن دست آثاری است که تخیل نویسنده هم کم وبیش در آن دخالت داشته، اما اساس و مبنای آن براساس خاطرات روشن و مشخصی است که نویسنده خود زمانی آن ها را تجربه
کرده است.»
به گفته مسئول بخش آفرینش های ادبی حوزه هنری، پایان پذیری یکی از نقاط ضعف بزرگ تجربهنگاری است؛ یعنی همان اتفاقی که برای هوشنگ مرادی کرمانی اتفاق افتاد و سرانجام زمانی فرا رسید که با تألیف کتاب «شما که غریبه نیستید»، به نویسندگی خود پایان داد.
عباسزاده با اشاره به مرزبندی های مطرح شده میان داستان و ناداستان نیز گفت: «مرز بین داستان و ناداستان، تخیل است، اما در مقام قضاوت این کتاب، می توان به روشنی درک کرد که آقای براتی در نوشته هایش، امضای مخصوص خود را دارد و به فرم و جایگاهی رسیده است که می تواند پا را از معرفی شخصیت فراتر بگذارد و مخاطب را با مفهوم والاتری به نام موقعیت درگیر کند.»
به گفته وی، در این کتاب مخاطبان شاهد موقعیت پردازی چشمگیری هستند که شاید حتی در برخی مواقع شخصیت ها را برایشان بی اهمیت می کند؛ تا جایی که در برخی از این داستان ها، حتی نام مشخصی از اشخاص برده نشده است، اما در زمان مطالعه کتاب، مخاطبان حتی به طور محسوس این فرار از شخصیت پردازی را احساس هم نمی کنند. با این حال، زاویه دید اول شخص یکی دیگر از نقاط ضعف این کتاب است. زیرا در مقاطع بسیار شاهدیم که زاویه دید دانای کل می توانست تصویر زیباتری پیش چشم مخاطب ترسیم کند و گام مؤثرتری در راستای موقعیت پردازی باشد.»
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir
