حوزه هنری خراسان رضویحوزه هنری خراسان رضوی
← همه اخبار
قرارگاه بی‌قرارها

قرارگاه بی‌قرارها

۲ آبان ۱۴۰۵۶

روایتی از تأسیس تا عملیات در «قرارگاه رسانه‌ای من سرباز ایرانم» | رسانه مجلا

حجت امانیان | جنگ 12 روزه که در سحرگاه 23 خرداد 1404، بر ایران عزیز ما تحمیل شد، کمتر کسی تصور می‌کرد که هنر و هنرمندان هم بتوانند، به سرعت آرایش جنگی بگیرند. پیش‌ترها، موضوع «هنر واکنش سریع»، در رشته‌ای مثل گرافیک، بنا به استعدادها و ظرفیت‌های فرمی آن، بسیار شنیده می‌شد اما شاید کمتر کسی تصور می‌کرد که فرم سینما و مستند هم، ظرفیت این هم‌دمایی و هم‌نبضی با اتفاقات و رخدادهای زمانه را داشته باشد. پس از آنجا که انسان انقلاب اسلامی، براساس مبانی مکتبی، خود را مکلف به حرکت و انجام وظیفه می‌داند، اراده و همتی دوچندادن را برای تحول در این فرم آغاز کرد.

از آن روز به بعد، تعدادی از هنرمندان و اعضای انجمن فیلم‌سازان انقلاب اسلامی مشهد که سال‌ها در حوزه مستند و فیلم‌سازی، استخوان خورد کرده بودند، با ناکافی دانستن هرآنچه تا به آن‌روز در فضای تشکیلاتشان انجام می‌دادند، تصمیم گرفتند که مسیر فعالیت و کنشگری هنری خود را به طور جدی‌تری نسبت به تحولات کشور و شهر مشهد تنظیم کنند. در نهایت با تصمیم اعضای شورای مرکزی انجمن و استقبال دیگر اعضا، موضوع تأسیس یک موقعیت تولید واکنش سریع، تحت عنوان «قرارگاه رسانه» مورد تصویب همگان قرار گرفت. این قرارگاه برای اولین‌بار در دفتر گروه رسانه کرار در محدوده خیابان ده دی، فعالیت خود را آغاز کرد. قرارگاه برای این نیروها که هرکدام در جایی مشغول بودند، محل ذکر عملی و جهاد تعریف می‌شد و همین نیت خالص، مسیر فعالیت آن‌ها را در این موقعیت، کم‌کمک روشن می‌کرد.

آن روزها به موازات این هستۀ هنریِ مردمی که با عنوان قرارگاه شکل گرفته بود، تشکل‌های دولتی و نیمه دولتی و گروه‌های مردمی دیگری نیز در شهر مشهد که احساس تکلیف کرده بودند، شروع به تولیدات رسانه‌ای و سینمایی کردند. طبق یکی از آمارها پس از اتمام جنگ، چیزی بیش از صد اثر سینمایی در قالب‌های فیلم کوتاه، فیلم مستند، مصاحبه، تیزر و نماهنگ به صورت کاملا رایگان و داوطلبانه تولید و به آنتن صداوسیما تحویل شده بود تا در سبد مصرف مخاطبین رسانه ملی قرار گیرد و دست رسانه را در جبهه رسانه‌ای آن جنگ، پرکند.

اما ماجرای فعالیت این قرارگاه، به جنگ 12 روزه ختم نشد. پس از چندی در ایام کودتای دی‌ماه 1404، که کل کشور و خصوصا شهر مشهد مقدس، دچار خسارات بسیار بالایی شده بود، دوباره مسأله کار قرارگاهی برای آن‌ها مطرح شد. آن روزها، شهر مشهد که یکی از پایگاه‌های اصلی و راهبردی ایده انقلاب اسلامی بشمار می‌رود، به یکی از کلیدی‌ترین اهداف دشمنان و کودتاچیان در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود؛ آن‌ها تلاش زیادی برای به سقوط کشاندن و تخریب این شهر داشتند. کار به جایی رسید که رئیس جمهور منحوس آمریکا برای روؤیای سقوط این شهر، دست به توییت شد و نگاه بسیاری را به سرنوشت آنجا متوجه کرد. درنهایت، پس از حوادث تلخ شب‌های 18 و 19 دی، تنها کافی بود تا این هسته هنری، به علت وابستگی مکتبی و وجودی به انقلاب اسلامی، خودشان را دوباره جزوی از ماجرای آن ایام قلمداد کنند و برای خود، نقشی قائل شوند. پس با انتشار اولین فراخوان، جمعیتی از دست‌اندرکاران تولید سینمایی این تشکل، مخصوصا اینبار در حوزه مستند، دوباره دور هم جمع شدند. وجود تهدیدات امنیتی به علت رفت و آمد زیاد، باعث شده بود تا دفتر گروه رسانه کرار، که اینبار  هم قرارگاه در آن برپا شده بود، به سرعت حاشیه‌ساز شود. این موضوع، موجب شد تا در یک هماهنگی سریع با مدیر ارتباطات و اطلاع رسانی آستان قدس رضوی که شناخت کاملی از این تشکیلات داشت، برای اولین بار موقعیت قرارگاه از این دفتر، به محلی دیگر در جوار حرم امام رضا(ع) منتقل شود. حجم و کیفیت تولیدات این دور قرارگاه، به علت بهره‌مندی از تجربه دور قبلی و ارتباط بهتر با مدیران هنری و رسانه‌ای، بالاتر رفت و از طرفی تنوع رخدادها و ویژه برنامه‌ها، خود چراغ راهی برای قالب هریک از تولیدات آن‌ها شد.

انجمن فیلم‌سازان انقلاب اسلامی مشهد، وجود و بنای خودش را در حراست و حمایت هنر انقلاب اسلامی تعریف کرده است. بنیان‌گذاران این تشکیلات، ابایی از آن ندارند که اعلام کنند این تشکل مردمی را تنها برای تقویت جریان هنر انقلابی در حوزه سینما در شهر مشهد، برطبق ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران و در راستای حراست از ایده‌های هنری این نظام و تربیت نیروهای مؤثر و متخصص برای آن، تأسیس کرده‌اند. پس وقتی خبر از آغاز جنگی وجودی و تمدنی با جمهوری اسلامی ایران می‌شود، طبیعی است که دیگر هیچ یک از اعضای این تشکل، سر از پا نشناسند.

از اولین ساعات آغاز جنگ تحمیلی سوم، توسط آمریکا علیه ایران در روز 9 اسفند 1404، سلسه جلسات هماهنگی و ایده‌پردازی برای آغاز فعالیت دوباره قرارگاه شروع شد. در چند ساعت ابتدایی که خبری از شهادت رهبر انقلاب نبود، دو جلسه با نیروها و یک جلسه با مدیران فرهنگی استان در دفتر گروه شمسه فیلم و حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی برگزار شد. جمع‌بندی مکان برپایی عملیات قرارگاه نیز اینبار بنا به هماهنگی با مدیر مرکز آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی، مجموعه نگارخانه رضوان که به مرکز شهر هم نیز نزدیک بود، انتخاب شد.

 از آنجا که بخشی از هنرمندان این تشکل در شهر تهران و دیگر استان‌ها مشغول به تولید اثر بودند، بنا به شرایط کشور، پروژه‌های تولیدی خود را اجباراً تعطیل کرده و به مشهد مراجعه می‌کردند. پس بازگشت این نیروها و مصادف شدن ایام عید نوروز در دل جنگ رمضان، موجب شد تا قرارگاه این دور، شلوغ‌تر و پرجنب و جوش‌تر آغاز شود. تنوع تولیدات و فعالیت‌های این دور، گویای پختگی کامل ایده قرارگاه و حضور پربار نیروها بود؛ تولید چند مستند، چند فیلم کوتاه، نماهنگ‌ها و مصاحبه‌هایی با فرم و فضای متنوع و حرفه‌ای از اتفاقات سطح شهر تا سوژه‌ها و طرح‌هایی که در واحد طرح و برنامه این قرارگاه برای تولید جمع‌بندی می‌شد، نشانه کوچکی از این بی‌قراری و تکاپوی درست بود.

اما چه شد که اسم این قرارگاه، «من سرباز ایرانم» انتخاب شد؟ در آغاز جنگ دوازده روزه، تصویری از سلام نظامی بازیکنان والیبالیست کشورمان منتشر شد. در آن تصویر که بازیکنان، هریک برگرد پرچم ایران، حلقه زده بودند، معنایی مخابره شد که بعدا بر تصمیم مدیران و برنامه‌ریزان فرهنگی استان خراسان، اثر ویژه‌ای گذاشت. بعد از مخابره آن تصویر، جلسه‌ای در حوزه هنری استان خراسان رضوی برگزار شد تا مسیر تولید هنری استان، حول یک معنا و هدف مشخصی شکل بگیرد. از این رو، ایده معنادار «من سرباز ایرانم»، در این جمع مطرح شد؛ ایده‌ای که جهت خدمت مخلصانه و هنرمندانه بسیاری از ایرانیان را در هر موقعیتی معنا می‌کرد. از آن جلسه به بعد، حول این چهارچوب معنایی واحد، مسأله تولیدات هنری و رسانه‌ای و حمایت‌ها آغاز شد و این قرارگاه رسانه‌ای که خودش را تحت همین معنا و لفض مبارک سربازی برای ایران، صورت‌بندی کرده بود، این نام مبارک را برای خود حفظ کرد.

این قرارگاه رسانه‌ای، تا بدانجا که گفته شد، مأمنی بود برای نیروهای حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ایی که به دنبال ایفای نقشی مؤثر در صحنه بودند و یا ایده‌ای داشتند و به دنبال امکانی برای تولیدش می‌گشتند. قرارگاه من سرباز ایرانم، توانست با جایابی درست در بین حلقه تولید و حل بخش کوچکی از گره‌های توزیع، نقشی مؤثر در این معادله هنری رسانه‌ای ایفا کند. تسریع در فرایند ایده تا تولید، تأمین تجهزات حرفه‌ای و نیروی انسانی ماهر، هماهنگی با نیازها و شرایط رسانه‌های توزیع کننده، ارتباط بلاواسطه با نهادهای هنری و امنیتی برای تسهیل در معونه‌های تولید خیابانی در شرایط سخت و تأمین دیگر نیازهای پشتیبانی انسانی با مشارکت تعدادی از همسران اعضای این قرارگاه، بخشی از دستاوردهایی بود که به واسطه تأسیس این قرارگاه در شهر مشهد امکان‌پذیر شد.

قرارگاه بی‌قرارهای مشهدی، نمونه خوبی از گره‌گشایی حلقه‌های میانی در حوزه هنر و رسانه است که امروز و در ایام تشییع امام شهید انقلاب اسلامی، دوباره به فعالیت خودش ادامه داده و تلاش می‌کند تا نقش سربازی خود را با تمام سختی‌ها و چالش‌های مسیر، درست و حرفه‌ای اجرا کند.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khr.hozehonari.ir/s/GUM6DQS

نظرات

در حال بارگذاری…