خراسان رضوی
← همه اخبار
یک دختر و آرزوی لبخند

سروده میلاد عرفان‌پور در وصف حال این روزهای دختر شهیر گرانقدر محمد قنبری

یک دختر و آرزوی لبخند

۲۳ خرداد ۱۴۰۲کد خبر: 161902۲

یک دختر و آرزوی لبخند که نیست یک مرد پر از کوه دماوند که نیست

یک دختر و آرزوی لبخند که نیست یک مرد پر از کوه دماوند که نیست یک مادر گریان که به دختر می‌گفت: بابای تو زنده است... هر چند که نیست   انشام دوباره بیست، بابای گلم! موضوع: «کسی که نیست» بابای گلم! دیشب زن همسایه به من گفت «یتیم» معنای یتیم چیست؟ بابای گلم!   گفتی که پس از سجود برمی‌گردی وقتی که صلاح بود برمی‌گردی در نامه نوشتی که دلت تنگ شده تا فکر کنم که زود برمی‌گردی!   در باد نشانه‌های بال و پر توست بر گونه هنوز بوسۀ آخر توست گفتند به من در آسمانی... بابا! خورشید به خون نشسته شاید سر توست   اشک و تب و سوز بوی بابا دارد اینجا شب و روز بوی بابا دارد شاید که نرفته است، مادر به خدا این چفیه هنوز بوی بابا دارد   پاهایت کو؟ به پای کی جنگیدی؟ کو دستانت؟ به جای کی جنگیدی؟ این‌ها که تو را نمی‌شناسند هنوز بابای گلم! برای کی جنگیدی؟

 

  • شاعر:
  • میلاد عرفان پور

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khr.hozehonari.ir/s/EBUASYY

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khr.hozehonari.ir