
یادداشتی درباره تئاتر آهوان
گذر از روایت تاریخی به نمایشنامه
اسما حسینی مقدم- تیرماه 1402
در روزگاری که حال فرهنگ خوب نیست، شاهد اتفاق مثبتی در عرصه تئاتر دینی بودیم که اگر قدر دانسته شود، میتواند افقهای روشنی را به روی هنرمندان تئاتر بگشاید و از سویی ارتقاء ذوق مخاطب و دغدغهمند شدن او نسبت به رویدادهای فرهنگی و هنری را موجب شود. اتفاق مثبتی که در دو هفته گذشته در تماشاخانه استاد حسین نوری حوزه هنری خراسان رضوی رخ داد، اجرای تئاتر آهوان به کارگردانی محمد جهانپا و نویسندگی مهدی سیمریز بود که از 10 تا 26 تیر ماه 1402 به روی صحنه رفت. این نمایش به تهیهکنندگی موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، برگزیده تئاتر رضوی نیز شده بود و تلاش داشت اصول و قواعد تئاتر را برای انتقال مضامین تاریخی مذهبی به خدمت بگیرد.
داستان آهوان درباره کیست؟
شخصیت اصلی در این نمایش دعبل خزاعی، شاعر دوستدار اهل بیت(ع) است که به عشق دیدار علیبنموسی الرضا(ع) و خواندن قصیده خود عازم خراسان میشود. ولی درحقیقت قهرمان روایت، خود حضرت است که از زبان شخصیتهای فرعی ماجرای سفر ایشان از مدینه به مرو به بیان در میآید. چالش کلیدی در این روایتهای چندگانه پاسخ به این شبهه است که چرا ایشان ولایتعهدی مأمون عباسی را میپذیرد. بنابراین امام رضا(ع) بیآنکه بر صحنه حضور داشته باشد، نقشآفرین اصلی است و همچون سیاوشی که برای اثبات راستی و بیگناهی خود از آتش گذر میکند، در مسیری که از مدینه به مرو میآید، پیامهایی را برای تاریخ بهجا میگذارد که انگیزه و فرجام این تصمیم را برای جویندگان حقیقت آشکار میکند. حرکت سیاسی امام رضا(ع) در پذیرش ولایت عهدی اجباری در آن زمان، بهترین نوع بصیرت دینی، دشمن شناسی و نحوه برخورد با دشمن بوده است.
تاریخآگاهی و هنر اقتباسی نویسنده
متن نمایشنامه آهوان با تکیه بر منابع معتبر شیعه همچون عیون اخبارالرضا اثر شیخ صدوق نوشته شده است. کتابی که 69 باب دارد و مهدی سیمریز با گزینشی هوشمندانه بخشهایی را که مناسب درام بوده از دل این منابع بیرون کشیده است. هنر اقتباسی نویسنده محدود به دراماتیزه کردن متن تاریخی نبوده است، بلکه سیمریز تمرکز خود را بر روایاتی گذاشته که هر کدام ارتباطی با ولایتعهدی امام رضا(ع) و شبهه قدرتطلبی ایشان دارد. بهعنوان مثال، در پرده دوم نمایش، جشن شیعیان در مدینه با حضور طرفداران زید بن موسی، برادر امام به هم میخورد و به عرصهای برای جدال لفظی موافقان و مخالفان ولایتعهدی تبدیل میشود. این بخش برگرفته از باب سی و نهم (در مورد مسأله قبول ولایتعهدی و مخالفان و موافقان) و باب پنجاه و هفتم (صحبتهای امام با برادرش زید بن موسی) از کتاب عیون اخبارالرضا است که با منابع دیگری درباره زیدالنار و اسارتش در زندان بنیعباس و همچنین زندگی دعبل و جمله معروفش که «پنجاه سال است چوبه دار خود را همراه میبرم» تکمیل شده است. ناگفته نماند که سیمریز علاوه بر گزینشگری، این محتواهای تاریخی را در بستر داستانی خلاقانه مطرح کرده است.
این نمایش در 8 تابلو تنظیم شده که تابلو اول و آخر دو نیمپیرفت ناقص را به هم متصل میکند و یک واحد داستانی مستقل را بهوجود میآورد. به این ترتیب نمایش با حضور راهزنان و برهم خوردن تعادل آغاز میشود و با اتمام خاطرات سفر دعبل و تفسیر متفاوت از ماجرای آزادی آهوان به پایان میرسد. در 6 تابلو میانی دعبل همزمان راوی و مشاهدهگر نقلهایی از سفر امام رضا (ع) است. این 6 تابلو نمایشنامه آهوان را به سنت کهن نقالی که یکی از پیشینهها و ذخایر هنر نمایشی در ایران است، پیوند میدهد. یکی از مهمترین شکلهای نقالی که در نوروزخوانیها نیز استفاده میشد، نقل سفر امام رضا (ع) از مدینه به طوس و بیان کرامات ایشان بوده است. ولی سیمریز با آشناییزدایی از روایت سنتی و متون تاریخی، انتخاب شخصیتهای فرعی جذاب و همچنین ایجاد طنز فاکتورهایی را به روایت مرسوم و آشنا اضافه کرده تا نمایشنامه حرف جدید و جذابیت برای مخاطب داشته باشد. یکی از نمونههای موفق تغییر روایت سنتی در این اثر، ماجرای حدیث سلسله الذهب است که سیمریز با محور قرار دادن شخصیتی که جزو عقلاءالمجانین محسوب میشود، داستانِ بارها شنیده شده را در قالبی تازه به مخاطب ارائه میدهد. درعینحال در دیالوگهای شخصیتها لایهای تفسیری نیز گنجانده که غنای محتوایی نمایشنامه را بالا برده است. موجزگویی و گزینشگری نویسنده دو ساحت معنایی و بینامتنی خاص را نیز به این روایت پیوند داده که ارزش آهوان را بهعنوان یک تئاتر دینی افزوده است. بینامتن عاشورا از طریق گفتگوی جنیان با دعبل و بینامتن مهدویت از طریق حدیثی که دعبل از امام رضا (ع) نقل میکند به این روایت وارد شده و کمک کرده است تا تاویل و معناپذیری روایت با اتمام نمایش همچنان نزد مخاطب تداوم داشته باشد. میدانیم که دعبل از راویان حدیث بوده و شیعیان احادیث او را معتبر میدانند، مخصوصاً حدیثی که از علی بن موسی الرضا(ع) درباره ظهور موعود روایت نموده است. در روایتی نقل شده که حضرت عبدالعظیم حسنی از امام جواد(ع) سوال کرد که به زیارت قبر حضرت سیدالشهدا(ع) مشرف شوم یا به زیارت پدرتان؟ حضرت فرمود: زیارت پدرم افضل است زیرا حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) را همه مردم زیارت میکنند؛ اما پدرم را، جز خواص شیعه زیارت نمیکنند. این روایت اهمیت پذیرش امامت امام رضا(ع) و رابطه آن را با مسأله ظهور به خوبی روشن میکند. نویسنده نمایشنامه آهوان نیز با مرتبط کردن این سه ضلع امکان دریافت این معانی را فراهم آورده است.
متن خوب و ارائه مناسب در کنار محتوای آگاهیبخش امتیاز تئاتر آهوان بود. تئاتری که به استناد سخن کارگردان تبلور ارادت مجموعه عوامل آن به حضرت شمسالشموس امام رضا (ع) بوده است و امید است که بتواند پیام خود را به مخاطبان بسیاری برساند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir