
گزارشی از نشست های هنر و تعارضات اجتماعی
هنر و هنرمندان در شرایط کنونی چه رسالتی بر عهده دارند؟
سلسله نشست های «هنر و تعارضات اجتماعی» توسط حوزه هنری خراسان رضوی در سینما هویزه مشهد برگزار شد و در طی چهار نشست به موضوعات مختلفی در باب هنر و هنرمند و نسبت آن با زیست و فرهنگ دینی پرداخته شد. نشست هایی که با بررسی این موضوع در پی رمزگشایی از بسترهای فرهنگی مسائل اخیر کشور بود. بر اساس آنچه در این نشست ها مورد بررسی قرار گرفت، به نظر می رسد شاید فاصله افتادن بین زیست دینی با سبک زندگی هنری در ایران کنونی یکی از علل این مسئله باشد.
چرا جوانان زبان مشترکی با هنر ندارند؟
نشست سوم از سلسله نشست های هنر و تعارضات اجتماعی با موضوع نقش مصرف فرهنگی در تحولات اجتماعی ایران معاصر در تاریخ 27 مهرماه برگزار شد. در این نشست حسین مهربانی فر، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مهدی سیم ریز، معاون انتشارات به نشر، و سید مصطفی حسینی، هنرمند و گرافیست، حضور داشتند.
*صنایع فرهنگی را فرصت بدانیم
در ابتدای این نشست حسین مهربانی فر با اشاره به پدیده مصرف و مصرف گرایی اظهار کرد: جامعه مصرفی پدیده ای است که تمام ابعاد زندگی ما آدمیان را در بر گرفته است. حتی نوع تعاملات اجتماعی ما نیز مبتنی بر مصرف است اما آنچه مصرف را در سده معاصر متمایز می کند، در نسبت با سرمایه داری، هویت و سبک زندگی است. در فضای مدرن امروز ما خود را مدام با مصرف تعریف و بازتعریف می کنیم. آنچه این موضوع را توضیح می دهد، نظام سرمایه داری است. باید توجه داشت انگاره سرمایه داری با اسطوره تولید حداکثری شکل می گیرد و همین موضوع یک عقلانیت مبتنی بر تولید را شکل می دهد و کم کم این عقلانیت بر عقلانیت ارزشی که مبتنی بر امور دینی است تسلط پیدا می کند.عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی با بیان اینکه تناقض کنونی رخ داده در جامعه نتیجه تناقض نظام اندیشه با نظام تولیدات فرهنگی است اظهار کرد: این یک چالش جدی برای ماست. این بی نظمی نظری به مجموعه های فرهنگی نیز تسری پیدا می کند. وقتی شرایط این گونه باشد، نباید انتظار داشت هنرمندان تربیت شده این نظام اندیشه آن را غنی کنند.وی درباره نحوه مدیریت فرهنگی در فضای سرمایه داری کنونی بیان کرد: آنچه در این فضا برای ما یک فرصت است همین صنایع فرهنگی است. البته خیلی ها به این موضوع به مثابه تهدید می نگرند. این درست است که طرف مقابل از لحاظ تقدم، همراهی فناوری و سایر مؤلفه های رسانه ای و تبلیغاتی از ما جلوتر است ولی ما هم یک نگاه تهدیدمحور به این موضوع داریم، درحالی که این صنایع فرهنگی فرصت اند.
*در عرصه تولید محصولات فرهنگی چه کرده ایم؟
مهدی سیم ریز، معاون انتشارات به نشر، هم اشاره ای به تحولات فرهنگی مربوط به قرن سیزدهم در ایران داشت و از ماجرای عادت ناصرالدین شاه به قصه شنیدن پیش از خواب که یک اثرگذاری فرهنگی با خود به دنبال داشت، یاد و بیان کرد: فخرالدوله، دختر سوگلی شاه، کسی بود که این داستان ها را مکتوب کرد و ازاین رو او را نخستین رمان نویس زن ایران می دانند. این داستان ها به سرعت توسط وی به فضای اجتماعی راه پیدا می کند و کتاب های امیرارسلان نام دار و رستم نامه پرفروش ترین کتاب های آن زمان می شود. در واقع این اخلاق شاه در ایجاد یک محصول فرهنگی تأثیر زیادی می گذارد.
وی تصریح کرد: مشابه همین موضوع در دوره حاضر نیز اتفاق افتاده است. در دوره کنونی بزرگ ترین حامی ادبیات بعد از انقلاب رهبرمعظم انقلاب بوده اند. اکنون ایشان یکی از رمان خوان های حرفه ای هستند اما رمان نویس های ما خوشبختانه یا متأسفانه به صورت ناخودآگاه هنگامی که می خواهند یک داستان را تألیف کنند، بعضا دنبال این هستند که رهبرمعظم انقلاب بر اثر آنان تقریظی بنویسند. این موضوع هم دلایل مختلفی مانند افزایش فروش، حمایت از کتاب و... دارد.این هنرمند تئاتر با اشاره به اینکه در جریانات اخیر کشور خیلی از مراکز دنبال تولید محصول هستند بیان کرد: آیا نباید به این می اندیشیدیم که پیش ازاین باید کاری آماده می کردیم تا ثمره آن را امروز ببینیم؟ آیا اگر امروز کتابی درباره زن و زندگی و... نوشته شود، این محصول را آن نوجوان وسط خیابان می پذیرد؟ به طور دقیق تر ما باید امروز این سؤال را از خویش بپرسیم که در عرصه تولید که پیش زمینه مصرف محصولات فرهنگی است چه کرده ایم؟
*در برخی حوزه ها انفعالی عمل کرده ایم
در ادامه سید مصطفی حسینی، هنرمند و گرافیست، با اشاره به اینکه معمولا در بررسی موضوع یک کالای مصرفی هیچ کس درباره مصرف کالای هنری و فرهنگی نگرانی ندارد بیان کرد: در واقع نهادهای مسئول خیلی نگران این نیستند که امسال مردم چقدر کتاب رمان یا کمیک خوانده اند. این موضوع به یک مسئله پایه ای تر باز می گردد و آن این است که در 40 سال اخیر در برخی حوزه ها انفعالی عمل کرده ایم؛ یعنی باید یک اتفاقی بیفتد تا سپس ما دنبال حل آن معضل برویم.وی ادامه داد: مثلا نهادی نبوده است که به این موضوع بیندیشد که تعارضاتی در جامعه وجود دارد و حال باید درباره این موضوع چاره اندیشی کرد. ما در شرایطی زندگی می کنیم که به این مسائل نمی پردازیم و با رقبایی هم رو به رو هستیم و اتفاقا رقبا به این موضوعات خیلی اهمیت می دهند و روی آن برنامه ریزی و به خوبی هم از آن استفاده می کنند. در چنین شرایطی که ما به این موضوع توجهی نداریم، دستمان هم خالی خواهد بود.
حسینی تأکید کرد: امروز نمی توان با جوان کف خیابان یک مسیر ارتباطی تعریف کرد؛ زیرا باید این مسیر را در این 40 سال می ساختیم. ما اساسا به حرکت فعال اعتقادی نداریم و به این موضوع قائل نیستیم که می توانیم تغییری ایجاد کنیم. به همین دلیل هم خود را منشأ اثر نمی دانیم. عموم واکنش های ما در رد پدیده هاست و یک حرکت تولیدی به معنای ایجابی آن نمی کنیم. در حقیقت پیش از مصرف ما در تولید مشکل داریم و علت آن هم این است که اعتمادبه نفس تولید در ما نیست.حسینی با بیان اینکه وقتی باورمان شد که باید کاری کنیم، آن زمان متوجه ابزارها و فرصت ها خواهیم شد گفت: آن زمان است که به هنر به عنوان یک فرصت نگریسته می شود. آن موقع از این فرصت برای به حداقل رساندن تعارضات اجتماعی استفاده خواهیم کرد. امروز بعد از گذشت بیش از 40 سال مشاهده می شود جوانی که پای همین سیستم فرهنگی تربیت شده، هیچ زبان مشترکی با آن ندارد. اگر نگاهمان به هنر تغییر کرد و آن را فرصت دانستیم، خیلی کارها خواهیم کرد.
چرا یک هنرمند در زمان ارائه هنرش نقاب می زند؟
در نشست چهارم با موضوع «مرجعیت فرهنگ دینی در زیست معاصر هنرمندان ایران» که روز پنجشنبه 28 مهرماه، برگزار شد نیز راضیه رجایی، شاعر و فعال ادبی، محمدرضا قائمی نیک، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، و امیرمهدی حکیمی، مدیر مؤسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی، حضور داشتند.
*ارتباط نهادهای متولی دین با هنرمندان قطع شده است
امیرمهدی حکیمی در این نشست با اشاره به قطع ارتباط بین نهادهای متولی دین با هنرمندان اظهار کرد: چگونه می توان با وجود این ارتباط قطع شده انتظار زیست دینی را از هنرمند داشت؟ البته به غیر از این طی این مدت در سیاست گذاری های هنری نیز اشتباهاتی رخ داده است. همچنین روشنفکری و روشنفکرزدگی هم آفت دیگری است که به جان جامعه هنری ما افتاده است. البته این مسئله پیش از انقلاب نیز وجود داشت ولی تاکنون ادامه پیدا کرده است.
وی ادامه داد: روشنفکرزدگی به هنرمند ژست ها و اداهایی می آموزد که او تصور می کند با این ژست ها هنرمند دانسته می شود. ما متأسفانه نتوانسته ایم این موضوع را با مبانی دینی مان حل کنیم. اینکه یک هنرمند در آثار خود بخواهد از مفاهیم دینی سخن بگوید، تحجر و پسرفت نیست.مدیر مؤسسه آفرینش های هنری آستان قدس با اشاره به نزدیک نشدن دستگاه های متولی دین به جامعه هنرمندان گفت: در نتیجه همه این مسائل یک شکاف و گپ بین جامعه هنری و دینی ما شکل گرفته است. در حقیقت ما نتوانسته ایم در جامعه هنری نقشی ایفا کنیم و ازاین رو نمی توان توقعی هم از این جامعه داشت.وی تصریح کرد: به طورکلی هر هنرمند آنچه را زیسته، خلق می کند. هر هنرمندی به باور و اندیشه درون خویش نیز متعهد است. حال در چنین شرایطی این سؤال مطرح می شود که چگونه باید یک هنرمند را درگیر زیست با مبانی دینی کرد؟ ما این مسائل را تبیین نکرده ایم. تا این آشتی رخ ندهد، مشکل حل نخواهد شد و نمی توان بر زیست هنرمند اثر گذاشت. در چنین شرایطی او نمی تواند اثری خلق کند که ذاتا با مبانی دینی در ارتباط باشد.
نهادهای متولی دین به انزوا کشیده شده اند
محمدرضا قائمی نیک، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، نیز به عنوان میهمان دیگر این نشست با اشاره به اینکه نهادهای بومی در دوره معاصر تحت فشار بوده اند گفت: این موضوع از دوره پهلوی اول آغاز شد که در هنر هم جلوه ها اثراتی گذاشته است. در دوره پهلوی به دلیل اینکه براساس سیاست ها نهاد علم دو تکه می شود، حوزه علمیه و نهاد دین آن چنان در مضیقه می رود که گویا این نهاد در حد تکفل اولیات دین باقی می ماند و به تدریج امور دیگر هم از این نهاد حذف می شود. بعد از انقلاب همان درک همچنان وجود دارد که گویا دین به درمضیقه ترین شکل باید به کار خود ادامه دهد.وی تصریح کرد: در کنار این موضوع یکی دیگر از مسائلی که با آن رو به رو هستیم و از اواسط دهه 70 آغاز می شود بیلان کاری مدیریتی ارائه کردن است. این موضوع موجب می شود که در امور به حداقل های هنر اکتفا شود.
قائمی نیک خاطرنشان کرد: ثمرات این جلسات باید این باشد که بیلان کاری ارائه کردن ها کم شود. ما قبل از تأسیس نهادهای جدید مدرن در ایران یک سازوکار نهادی برای آموزش به افراد جامعه داشتیم اما شرایطی که حوزه علمیه طی کرده، از آن سازوکارهای گذشته فاصله گرفته است و امروز دیگر آن کارکردها را ندارد.
*گاهی شعرا برای جلب توجه پا روی خط قرمزها می گذارند
در ادامه این نشست راضیه رجایی، شاعر و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر مرجعیت دینی بر زیست هنرمندان اظهار کرد: چرا باید یک هنرمند زمانی که می خواهد هنر خود را ارائه دهد، نقاب می زند؟ چرا این ذهنیت در شاعر ایجاد می شود که مخاطب وی دین دار نیست بلکه روشنفکر و ضدانقلاب است؟
وی اضافه کرد: اکنون همین توهم در قشر هنرمند هم پیش آمده است. به عنوان نمونه در همین مشهد شعرای توانمندی فعالیت دارند ولی برخی تازه واردها و جوان ترها تصور می کنند باید نقاب بزنند و لازم است از این طریق روشنفکر جلوه کنند. یک علت این ماجرا همین مسئولان انقلابی هستند. همین مسئولان انقلابی گردانندگان صداوسیما هستند ولی این رسانه برای طیف روشنفکر جامعه و «سلبریتی »ها بوده و ازاین روست که مردم آن ها را مترادف با هنر می دانند، درحالی که نهایتا برخی از آنان یک شومن هستند.
رجایی خاطرنشان کرد: جشنواره شعر فجر باید انقلابی ترین جشنواره ممکن باشد اما برای آن گاهی یک داور سکولار انتخاب می شود. در این شرایط یک شاعر برای جلب توجه ممکن است پا روی خط قرمزها بگذارد.
به این ترتیب این توهم ایجاد می شود که وقتی پا روی هنجارها می گذاریم، آن زمان آثار دیده می شود. این موضوع برای سایر شعرایی که می خواهند سال آینده در این جشنواره شرکت کنند، تبدیل به یک الگو می شود.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir
