
محفل شعر حوزه هنری؛ یادبود استاد حمید سبزواری
محمدکاظم کاظمی: شعر سبزواری ارتباط مستقیم، زنده و پویایی با وقایع روز داشته است
محفل شعر یکشنبههای حوزه هنری خراسان رضوی این هفته، با حضور جمعی از شاعران و علاقهمندان، با یاد و نام مرحوم حمید سبزواری در محل حوزه هنری خراسان رضوی برگزار شد.
در ابتدای این نشست غزاله شریفیان شعری را تقدیم مرحوم استاد حمید سبزواری کرد:
این باغچه بی عشق بهاری نشود
جز با نم دیده آبیاری نشود
سبز است چنان کنار او هیچکسی
استاد حمید سبزواری نشود
دیگری شاعری که در محفل شعر حوزه هنری شعری، با یاد و نام مرحوم سبزواری، شعر قرائت کرد جواد شیخ الاسلامی بود که غزلی به استاد بزرگ شعر انقلاب تقدیم کرد:
در آن بهشت، باری، آقای سبزواری
هرچند چند کار داری، آقای سبزواری
هرچند با شهیدان خوشحال و شاد و خندان
مستی و بی قراری، آقای سبزواری
هرچند لحظهای هم وقت تو نیست خالی
با لطف و بردباری، آقای سبزواری،
پایین بیا و با ما یک لحظه همنشین شو
ای در زمانه جاری، آقای سبزواری
با یادِ نامِ پاکت، جمع اند دوستانت
دلتنگ رویت، آری، آقای سبزواری
با ما خودی نشان ده، در ما دلی تکان ده
رگبار انفجاری، آقای سبزواری
تو یک نفر نبودی یک لشگری تو تنها
آری، تو بی شماری، آقای سبزواری
بی شک که نهضت ما کم داشت بی تو چیزی
ای شعر پایداری، آقای سبزواری
بی ادعا و ساده، بشکوه و فوق العاده
چون کوه استواری، آقای سبزواری
ممنون که بودی ای مرد، حق را سرودی ای مرد
ممنون که سبزه زاری، آقای سبزواری
این شعرِ سست صدها ایراد دارد اما
شعری است یادگاری، آقای سبزواری
خالی است دستهایم، باشد که تو برایم
دست دعا برآری، آقای سبزواری
محمدرضا صبوریان، سیدحسن مبارز، سیدابوالفضل مبارز، سیدامین موسوی، حسن سرداری و سینا درودی از دیگر شاعرانی بودند که در این محفل شعرشان را قرائت کردند.
در ادامه محمدکاظم کاظمی در سخنانی به بزرگداشت و بررسی نقش و جایگاه این شاعر در شعر انقلاب پرداخت و گفت: ابتدا خوب است به بهانه نکوداشت یاد و نام مرحوم حمید سبزواری شعری از جناب آقای افشین علا بخوانم که خود ایشان این شعر را در بزرگداشت مرحوم سبزواری که چندسال پیش در سبزوار برگزار شد، در حضور خود آقای سبزواری خواند.
شعری که ایشان خواند بسیار جالب بود؛ چرا که در این شعر به لحظات و فرازهای مختلفی از شعر و زندگی آقای سبزواری اشاره میکنند که جامعه شعری ما با آن همراه بودهاند و از آن خاطره دارند.
ای حمید ای پیر شعر انقلاب، از من سلامت
قلهها دیریست میبالند بر خود زیر گامت
من همانم، کودک پنجاه و هفتم من، که صبحی
در زمستان گریه کردم با «خمینی ای امام»ت
من همانم، طفل لرزانی که میخواندم سر صف
در دبستان «ای مجاهد ای مطهر» را به نامت
من همانم، نوجوان سال شصتم من، که یک شب
پر کشیدم در هوای جبههها از پشت بامت
من همانم، آنکه در عهد جوانی سیر کردم
در حریم قدس «همپای جلودار» کلامت
من همانم، آنکه در خرداد ناگه سوخت جانم
با «دریغا ای دریغا»ی تو در سوگ امامت
تو همان پیری که سی سال است صبح و شام خلقی
همنوا با توست چون من با نوای صبح و شامت
چون شهیدان را صلا دادی که «برخیزید»، اکنون
بین که برخیزند هرسو سروها در احترامت
هر خط پیشانیات دارد حکایتهای پنهان
از رکوعت، از سجودت، از قعودت، از قیامت
دولت شبزندهداریهاست بیشک اینکه هر دم
میچکد بیتابی از سجادهات، مستی ز جامت
سبز باش و سربلند ای سرو پیر سبزواری
باشد ایامت بهرغم تلخکامیها به کامت
چنان که در این شعر افشین علا میبینیم، مرحوم سبزواری کسی بود که در تمام مراحلی که انقلاب پشت سر گذاشت، در تمام گردنهها و قدمگاهها و عرصههایی که جریان انقلاب اسلامی تا به امروز تجربه کرده است، شعر ایشان با این اتفاقات همراهی کرده است. ما کمتر شاعری را داریم که شعرش تا این مقدار آینه حوادث و اتفاقات انقلاب اسلامی باشد. این همراهی حتی از سال های بسیار دور سابقه دارد؛ یعنی ایشان زمانی شعر انقلابی میگفت که اصلا انقلابی بودن رسم نبود، یعنی در دهه چهل و بعد از خرداد 42 و مخصوصا آن قرداد معروف نفتی که که با انگلستان بسته شده بود و ایشان علیه آن قرارداد شعر گفته است.
شعرهای زیادی از مرحوم حمید سبزواری در آن زمان ها منتشر میشود و در واقع میتوانیم بگوییم ایشان از زمانی که اولین جرقههای انقلاب اسلامی دمیده شد، با انقلاب همراه بوده و حضور داشته است.
جدا از این به یاد دارم مرحوم حاج محمودآقای اکبر زاده میگفت آقای حمید سبزواری، و بسیاری از شاعران دیگر، شعرهایی که در دهه چهل و پنجاه شعر انقلابی میگفتند آن شعرها را به نام خودشان منتشر نمیکردند و پنهانی و با نام مستعار منتشر میکردند.
البته آقای سبزواری به خاطر شعرهای انقلابی شان بازداشت و زندانی هم شدهاند. ما در آن زمان ها شاعران بسیار کمی داریم که تا این حد با انقلاب همراه و همسو باشد.
بعضی ها هم بودند که به خاطر سن شان بعدا و بعد از التهابات اول انقلاب و یا پیش از انقلاب به جریان شعر انقلاب پیوستند. کسانی مثل سیدحسن حسینی، عبدالمکیان، قیصر امین پور و دیگران که در آن سالها نوجوان بوده اند و کسی که در تمام این راه با انقلاب همراه بود و در صحنه های انقلاب حضور مستمر داشت آقای سبزواری بود. ایشان هم در سرایش شعر کهن ما مثل غزل و قصیده وهم درسرایش سرود، که این قسمت در پرورنده کاری ایشان بسیار مهم است، فعالیت داشت و با انقلاب همراه بود.
بنده درمورد شعر مرحوم سبزواری نقدی هم در کتاب ده شاعر انقلاب نوشته ام و شعر ایشان را به دقت و تا جایی که در توان من بود نقد و بررسی کردم. اولین نقدی که در کتاب ده شاعر وجود دارد نقد شعر آقای سبزواری است که از نظر تقدم تاریخی و تاریخ تولد هم بر دیگر شاعرانی که در این کتاب شعرشان نقد شده است، تقدم دارد.
در آن نقد اشاره کرده ام که شعر سبزواری ارتباط مستقیم و زنده و پویایی با وقایع روز داشته است و رد پای وقایع را در شعر ایشان میتوان سراغ گرفت. حالا میتوان گفت که ممکن است بعضی شعرهای انقلابی ایشان، مثل شعرهای کلاسیک شان که درباره عشق و مسائل فردی است، آنچنان به لحاظ فنی ماندگار و از نظر شعری ممتاز نباشد، اما اتفاقا این شعرها از نظر نقش تاریخی و اینکه بازگوکننده لحظاتی از تاریخ کشور است از آن غزلها و قصیده های کلی که درباره عشق و شکایت از روزگار است، ارزش و بُرش بیشتری دارند.
در حاشیه این جلسه جواد شیخ الاسلامی، شاعر و پژوهشگر، به نقش و جایگاه مرحوم حمید سبزواری در سرود انقلاب پرداخت و استاد سبزواری را در سرود انقلاب یگانه و بی همتا دانست.
شیخ الاسلامی با اشاره به ویژگیهای فنی و محتوایی سرود برخیزید، که در هنگام ورود امام خمینی به کشور و در بهشت زهرا تهران و در کنار قبور شهدای انقلاب اجرا شد، بیان داشت این سرود یکی از بهترین سرودهایی است که در تاریخ انقلاب با آن مواجه بودهایم. توجه به فضایی که این سرود در آن اجرا شد، یعنی آرامگاه شهدای انقلاب در بهشت زهرا تهران، به ما قوت و زیبایی این شعر را نشان میدهد.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir