
جلسۀ نقد و پژوهش شعر «غزلهای عزیزم»
«غزلهای عزیزم»
هشتادوسومین جلسۀ نقد و پژوهش شعر حوزۀ هنری خراسان رضوی
هشتادوسومین جلسۀ نقد و پژوهش شعر حوزۀ هنری خراسان رضوی که به نقد کتاب «غزلهای عزیزم» اثر «بهمن صباغزاده» اختصاص داشت با حضور اساتید، شاعران جوان و علاقهمندان به شعر عصر روز شنبه در محل سالن اجتماعات حوزه هنری شهر مشهد برگزار شد.
محمدکاظم کاظمی که مسئولیت مدیریت این جلسه را برعهده داشت در ابتدای این نشست گفت: صباغزاده از شاعران خوب شهر تربت حیدریه است و ما در این سلسله جلسهها افتخار داریم که به آثار شاعران شهرهای مختلف ایران بپردازیم.
بهمن صباغ زاده هم پیش از آغاز جلسه نقد اظهارداشت که من برای چاپ کتاب شعر عجله نکردم، از 22 سالگی دفتر شعر آماده چاپ داشتم اما تصمیم گرفته بودم که اولین مجموعه شعر خود را در چهل سالگی چاپ کنم که اینطور هم شد.
در غزلهای عزیزم شاعر با معشوق خود دعوا ندارد
جواد شیخالاسلامی از شاعران جوان مشهدی به عنوان اولین منتقد این جلسه درباره کتاب غزلهای عزیزم گفت: این کتاب واقعاً خواندنی و دوستداشتنی است، و اگر بخواهیم دربارۀ نقاط مثبت آن صحبت کنیم باید بیشتر وقت داشته باشیم.
وی ادامه داد: در سالهای اخیر وقتی شما شعرهای عاشقانه را میخوانید، احساس میکنید که وارد شوراهای حل اختلاف قوۀ قضائیه شدهاید. یعنی در شعرهای عاشقانه عشق کمتر میبینیم، شعری که تجلیگر روابط و لحظات عاشقانه باشد و تصویری از عشق به مخاطب ارائه بدهد. اما در کتاب آقای صباغزاده میبینیم که شاعر با معشوق خودش دعوا ندارد و او تصویری را که به عنوان عشق در زندگیاش جاری کرده به ما ارائه میدهد.
این شاعر جوان مشهدی خاطرنشان کرد که شعرها در این کتاب از نظر محتوا شعر زندگی هستند، و از نظر فرم غالباً از پنج یا شش بیت تشکیل شدهاند. یکی از مشکلات شعرهای امروز این است که حفظپذیر نیستند. ما از شعرها لذت میبریم اما طوری نیست که آن را حفظ کنیم و در ما نشست کند.
شیخالاسلامی با اشاره به اینکه حضور زندگی در غزلهای این کتاب پررنگ است افزود: شاعری که به زندگی میپردازد، فرمان شعرش در دست مضمون نیست، بلکه در دست خودش است. به نظر من ما شاعران اگر میخواهیم به امضای شخصی خودمان در شعر برسیم، راهی ندارد غیر از این که به تجربیات خودمان اکتفا کنیم.
تربت حیدریه در قرن اخیر شاعران بزرگی به ادبیات فارسی معرفی کرده است
یوسف بینا که دومین منتقد این نشست بود اظهارداشت: این کتاب یک اتفاق خوب برای ادبیات خراسان در سالهای اخیر است، اینکه بهمن صباغ زاده در چهلسالگی اولین کتابش را منتشر کرده نشان میدهد که او شاعر گزیدهگویی است. ولی انتظار داریم که به زودی کتابهای دیگری از ایشان ببینیم.
وی در ادامه افزود که تربت حیدریه در قرن اخیر بعضی از بزرگترین شاعران زبان فارسی را معرفی کرده است که یکی از مهمترین آنها «استاد محمد قهرمان» است، این روند در نسلهای مختلف تا شاعران جوان امروز هم تداوم داشته است.
این شاعر و پژوهشگر خاطرنشان کرد که من سالهاست منتظر بودهام که شاعری مثل آقای صباغزاده کتابش را منتشر کند و میدانستم که او غزلهای خوبی دارد که هنوز جایی رونمایی نشده است. ما در این کتاب با قالب غزل روبهرو هستیم.
وی ادامه داد: تا قرن ششم غزل به معنی همان سخن عاشقانهای بوده که در اول قصیدهها میگفتهاند و بعدها استقلال پیدا کرده است و تا امروز مهمترین قالب سنتی شعر ما که زنده مانده است، قالب غزل است.
بینا تصریح کرد که اما در قرن هفت و هشتم تعریف این قالب عوض شد، یعنی این قالب حفظ شد ولی شاعر فقط شعر میگفت. دیگر غزل به مفهوم شعر عاشقانه نبوده است. پس میشود گفت که فعلاً جای «غزل» به مفهوم شعر عاشقانه خالی است. شعری که عناصر شعر هم عاشقانه باشد.
این پژوهشگر زبان فارسی افزود: مثلاً در این نوع شعر تصویرگری خیلی جایی ندارد بلکه وجه عاطفی باید بر زبانآرایی، تصویرپردازی و هنرنماییهای موسیقیایی غلبه داشته باشد. حالا این کتاب «غزلهای عزیزم» همه غزل است و ما همین سطح عاطفی را دنبال میکنیم.
بینا تصریح کرد که در این کتاب ما با عاطفۀ شدید، صمیمی و عاشقانه شاعر مواجه هستیم که این یک آسیب هم دارد. وقتی شما به سراغ شعر خیلی صمیمی و عاطفی میروید، ممکن است که بعضی جایها از زبان یکدست غفلت کنید یا ترک اولیهایی در زبان یا در سبک شعری به وجود بیاید.
غزلهای عزیزم تعلق شاعر را به غزل بیان میکند
در ادامه این جلسه علیاصغر داوری از شاعران خراسانی به عنوان سومین منتقد با اشاره به نام کتاب گفت: همانطور که نام هر شیء یا شخص، نمایانده هویت آن چیز است، با نام این کتاب نیز میتوان به کنه اثر پی برد. تلویحاً با خوانش نام «غزلهای عزیزم» درمییابیم که شاعر چقدر تعلق خاطر به غزل داشته و دارد.
وی خاطرنشان کرد: از مجموع ۶۲ غزل منتشر شده در این کتاب شش یا هفت غزل اجتماعی است. و عشق مهمترین محور غزلهای این کتاب است، عشق در شعر هر شاعری چند وجه دارد. آنگونه که تجربه کرده، آنگونه که میستاید و آنگونه که باید باشد.
داوری ادامه داد: به نظر من در خیلی از غزلهای این کتاب نگاه شاعر کلی است. ما می توانیم برای گریز از آفت کلی گویی، تابلوهای کوچکی را در شعر قرار دهیم که در آنها تصویرهای جزئی ارائه شده باشد. مثلاً در غزلی که با یک تصویر کلی به این صورت شروع میشود «میترسم از این که با هم باشیم و فرصت بسوزد» شاعر مصراع «یک لحظه بنشین و بگذار اصلاً غذایت بسوزد» را میآورد و آن را از کلی بودن در میآورد. پیشنهاد من به شاعری که توانایی خلق این تابلوها را دارد، این است که به این کار بپردازد.
وی تصریح کرد: موضوع دیگری که میخواهم مطرح کنم ارتباط ساختار با محتوا است. آیا غزلهایی در این کتاب است میتواند در قالب سپید و نیمایی مطرح شود و به عمق و کشفهای بیشتری برسد؟ پاسخ من به این سؤال مثبت است. مثلاً مصراع «هر روز نو کن دلت را؛ عادت، خیانت به عشق است» شاید میشد از وزن دوری در بیاید میشد یک ضربالمثل باشد یا در یک کار سپید کوتاه هم برای خودش استقلال پیدا کند.
بهمن به غزل وفادار مانده است
یکی از ویژگیهای هشتادوسومین جلسه نقد شعر حوزه هنری حضور شاعران و شعر دوستان تربتی در این جلسه بود، سید علی موسوی در پایان این جلسه اظهارداشت: من از طرف تربتیهای مقیم در جلسه از همه عزیزان تشکر میکنم و دو نکته دارم. اول اینکه با توجه به شناختی که از بهمن دارم، بهمن به یک قالب وفادار مانده است و دیگر این که فضاهای این شعرها بسیار طبیعی است.
وی ادامه داد: به نظر من همۀ کتاب غزلهای عزیزم از بهمن صباغ زاده نیست، بلکه نیمی از کتاب از اوست و نیم دیگر آن از اعظم خندان، همسر گرامی ایشان.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir