
دکتر «یوسف بینا» پژوهشگر، شاعر و مدرس دانشگاه؛
حماسه مردمیترین نوع ادبیات است/برگزاری جایزه داستان حماسی تصمیم بسیار خوبی است
دکتر «یوسف بینا» مدرس دانشگاه معتقد است حماسه مردمیترین نوع ادبیات است. مردم باید یک داستان حماسی را عاشقانه بپذیرند و بخوانند و حفظ کنند.
دکتر «یوسف بینا» پژوهشگر، شاعر و مدرس دانشگاه است که مقالات متعددی از او در ارتباط با شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی منتشر شده است.
در گفتگو با وی درباره تعریف حماسه، ادبیات حماسی و وضعیت موجود و مطلوب ادبیات حماسی، گفت و گویی صورت داده ایم که آنچه در ادامه می آید، ماحصل این گفتگو است:
حماسه شکلی روایی توام با اغراق از به تصویرکشیدن پیروزیهای قومی و ملی است
حماسه در ادبیات کلاسیک، شکلی روایی و توصیفی توأم با اغراق از به تصویرکشیدن پیروزیها و بزرگیهای قومی و ملی است که در برهه ویژهای از تاریخ خلق میشود. برههای که در آن، نیاز ملی و اجتماعی به احیای هویت ملی و یادآوری ارزشهای حقیقی، بیش از هر زمان دیگری است. مثل زمانه فردوسی که چنین برههای بود.
اما حماسه در ادبیات معاصر با چنین تعریفی شناخته نمیشود. حداقل در شکل متفاوت است. ادبیات معاصر شکلهای مدرنی از ساختارها را عرضه کرده است. بنابراین با تسامح میتوانیم بگوییم برخی شکلهای فاخر ادبی مدرن، اگر با رویکردهای تعریفی که گفتیم منطبق باشد، میتوان آن را حماسی نامید.
رمان قابلیت حماسی شدن را دارد
در میان انواع ادبی معاصر، به ویژه از نظر شکلی، به نظر میرسد که رمان قابلیت حماسیشدن را دارد. یعنی در رمان، فضا و فرصت کافی برای نویسنده فراهم است تا روایت بزرگ خود را شکل دهد و بزرگیهای حماسی را در این روایت توصیف کند. این در حالی است که به نظر میرسد بقیه انواع ادبی فقط میتوانند رنگ و بوی حماسی داشته باشند و نمیتوان شکلگیری یک حماسه را از آنها توقع داشت.
نوشتن رمان حماسی کار هر کسی نیست
البته نوشتن رمان حماسی کار سادهای نیست. کار هر کسی هم نیست. یک نویسنده اگر بخواهد یک رمان یا داستان بلند حماسی بنویسد، به علاوه تسلط بر اصول داستاننویسی، باید زیر و بم زبان فارسی را به معنای واقعی بشناسد. همچنین باید بداند حماسه چیست. برای این کار باید هم حماسههای بزرگ ایران و جهان را خوانده باشد و هم به شیوه نظری در باب حماسه مطالعه کرده باشد.
طبق تعریفی که در ابتدا بیان شد، نویسنده رمان حماسی همچنین باید نیازهای فرهنگی و اجتماعی و ملی زمانه خویش را درست درک کرده باشد تا بداند حماسه را برای چه مینویسد. در مرحلهی آخر و البته خیلی مهم، باید موضوع داستان خود را چنان با همه وجودش درک کرده باشد که صدق عاطفی او در سخنش آشکار باشد.
اگر چنین کسی داستان حماسی نوشت، میتوان امیدوار بود کارش قرین توفیق دربیاید.
حماسه مردمیترین نوع ادبیات است
وضع مطلوب ما در داستان حماسی، شامل رسیدن به همان نکاتی است که بیان شد. یعنی نویسندگانی باشند تا با رعایت نکاتی که بیان شد، کار نوشتن را آغاز کنند و این نوشتن ها به لحاظ کمی و کیفی افزایش پیدا کند و در معرض نقد و بررسی منتقدان هم قرار بگیرد. اما تا رسیدن به سطح مطلوب داستان حماسی راه زیادی داریم. هنوز در گام اول هستیم. حتی اگر صد رمان حماسی نوشته و نقد و بررسی شود، باز هم نمیتوانیم بگوییم کاری کردهایم.
حماسه مردمیترین نوع ادبیات است. مردم باید یک داستان حماسی را عاشقانه بپذیرند و بخوانند و حفظ کنند. قبول مردمی یک داستان حماسی در زمانه ما سختتر از گذشته است. چون الان سینما و تلویزیون میتواند اثری به مردم عرضه کند که برایشان محبوب و جذاب باشد. با این حال ادبیات جای خودش را دارد.
برگزاری جایزه داستان حماسی تصمیم بسیار خوبی است
برگزاری جشنواره هایی مانند جایزه داستان حماسی برای جلب نظر نویسندگان به تولید متون حماسی و ایجاد استقبال عمومی نسبت به آن، همان گام اول است که بیان شد. تصمیم بسیار خوبی هم هست. البته به هر کاری نقدهایی وارد است.
دوستان برنامهریز و سیاستگذار نباید سطح دانش و دانستههای خود را به دورهمیهای دوستانه یا مدیریتی یا محفلی محدود کنند. باید خود را در معرض نقد صاحبنظران بگذارند و حرفهای متفاوت را بشنوند. حتی اگر ناخوشایند باشد. وگرنه در یک دایره کوچک باقی میمانند و کارشان هم نه مخاطبی و نه شمولی مییابد. در حالی که شرط اول جاافتادن یک اثر حماسی در تاریخ و فرهنگ مردم، این است که مردم بیشتری آن را بخوانند.
فرض کنید همه مردم ایران یک داستان را خوانده باشند و از آن لذت برده باشند و با آن خو گرفته باشند. چه اتفاقی میافتد؟ باید بهدنبال آن اتفاق باشیم.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir