
دکتر «علیرضا قیامتی» شاهنامه پژوه و استاد دانشگاه
ادبیات حماسی امروز نیاز به تغییر در ساختار و محتوا دارد
دکتر «علیرضا قیامتی» شاهنامه پژوه و استاد دانشگاه معتقد به این ضرورت است که هم در شعر و هم در نثر حماسی امروز، روند روایت گری و ساختار ظاهری و گره افکنی و انگیزه ها، می بایست با دنیای روز و نیازهای جامعه مورد بازبینی قرار بگیرد و هم در ساختار و هم در محتوا، باید خود را با وضع امروز همگام کند.
دکتر «علیرضا قیامتی» شاهنامه پژوه، استاد دانشگاه و عضو هیات مدیره موسسه فرهنگی خردسرای فردوسی است که سالهای زیادی در زمینه تدریس و تحقیق درباره شاهنامه فردوسی و حماسه های آن تلاش کرده است. در گفتگو با وی درباره بایسته های حماسه های جدید و ضرورت های مهم در بازنمایی این حماسه ها گفتگو کردیم و آنچه در ادامه می آید، ماحصل این گفتگو است:
حماسه برخاسته از روایت های میهن دوستی همراه با شاخصه های اخلاقی است
حماسه تعریف مشخصی دارد. شعر یا مطلب ادبی است که برخاسته از روایت های میهن دوستی، دلاوری و پهلوانی همراه با شاخصه های اخلاقی است. حماسه در همه ملت های بزرگ دنیا و به ویژه ملت های کهن و دارای پیشینه اساطیری، بیشتر نمود پیدا می کند و برای مثال می توانیم نمود «ایلیاد» و «ادیسه» در یونان، شاهنامه در ایران، مهابارات ها در هندوستان و ... را ببینیم.
حماسه ها در قالب روایتگری، شاخصه های پهلوانی، میهن دوستی، جنگ برای میهن، دفاع از میهن، دادگری و مهرورزی را در قالب اغاق و با بهره گیری از امور ماورایی منتقل می کنند که البته میزان حضور این ماورا در حماسه ملت های مختلف متفاوت است.
کشورهایی حماسه های مطرح تری دارند که از پیشینه تمدنی غنی تری برخوردار هستند. قهرمانان این کشورها نیز که قهرمانان ملی هستند، هم در زور بازو و هم در اخلاق قهرمان هستند. مثلا رستم که جنگاور و قهرمان زور بازو است، در اخلاق و انسانیت و آزادگی نیز قهرمان است و به یاری انسان های ستمدیده می شتابد.
وجه مشترک حماسه کلاسیک و معاصر، دفاع از میهن و آرمان های میهنی است
البته در ادبیات معاصر هم حماسه همین تعریف را دارد و وجه مشترک در ادبیات کلاسیک و معاصر در مورد حماسه، دفاع از میهن و آرمان های میهنی است. مثلا اگر نقلی از دوران جنگ تحمیلی مطرح می شود نیز حتما همان معیارهای حماسی را دارد. البته در حماسه های معاصر، نقش موجودات ماورایی در قالب مذهبی و دینی مطرح می شود و برای مثال در این حماسه ها، خبری از «اژدها» و «رویین تن» نیست.
البته حماسه های کلاسیک و معاصر کاملا یکسان نیستند و حتما تفاوت هایی نیز دارند. اما فصل مشترک و بنیان و محور همه آنها همان میهن دوستی و دفاع از میهن و آرمان های میهنی است. هر چند در جزئیات تفاوت دارند. مثلا آنچه امروز در کشور از آن با عنوان «ادبیات پایداری» نام برده می شود هم در حقیقت حماسه است.
حماسه باید خود را با وضع امروز همگام کند
درباره درآمیختن ادبیات حماسی کلاسیک و نوین در خلق حماسه ها، ساختار زبانی امروز، مخاطب شناسی امروز، ارزش هایی که مردمان و جامعه امروزی دارند، پیوستگی های ملی و نیز نوع نگاه امروزی به جهان، باید مورد توجه باشد.
باید توجه داشته باشیم که حماسه ها خاصیت پیوستگی ملی نیز دارند و می توانند یک ملت را با همه اختلافات دینی و مذهبی و ... موجود در آن به هم پیوند دهند و کنار هم حفظ کنند. این موضوع در حماسه های نوین هم باید مورد توجه قرار بگیرد. البته در این زمینه شناخت زبان بسیار مهم است. ضرورت دارد که هم در شعر و هم در نثر، روند روایت گری و ساختار ظاهری و گره افکنی و انگیزه ها، با دنیای روز و نیازهای جامعه مورد بازبینی قرار بگیرد. به عبارت دیگر، هم در ساختار و هم در محتوا، باید خود را با وضع امروز همگام کند و نمی تواند با همان وضعیت پیشین به راه خود ادامه دهد.
در حماسه ملی، مقصود ما همه افراد با هر دین و مذهب و سلیقه فکری است
باید حول محور حماسه کلاسیک، وحدت ایجاد شود. باید باور به حماسه تقویت شود و حماسه ملی به صورت محور یک جریان بتواند هم را حول خود جمع کند.
از سوی دیگر، برگزاری جشنواره هایی نظیر داستان حماسی باید فراگیر شود و فقط یک قشر و گروه خاص در آن حاضر نشوند. وقتی سخن از حماسه ملی به میان می آید، مقصود ما همه افراد با هر دین و مذهب و سلیقه فکری و سیاسی و اجتماعی و ... است. حماسه نباید به اقوام خاص منحصر شود و ما را دچار چالش می کند. این که صرفا یک گروه خاص در اینگونه جشنواره ها حضور پیدا کنند، مایه موفقیت نخواهد بود و نمی تواند پیوند محکمی بین حماسه کلاسیک و معاصر برقرار کند.
فراگیر بودن، مستلزم ملی شدن است و نیا به این دارند که همه پای کار بیایند. حماسه کلاسیک و ملی را بپذیرند و برای پیوند آن حاضر شوند. این پذیرش همگانی موجب می شود ادبیات در خدمت یک جریان و گروه خاص قرار نگیرد. به نظر می رسد جشنواره ها هنوز آن فراگیری لازم را ندارد. اگر این مشکل برطرف شود، جشنواره ها و جوایز ملی، از بهترین راه ها برای رشد و گسترش ادبیات حماسی و پیوند حماسه کلاسیک و معاصر خواهند بود.
البته در کنار برگزاری همایش ها، به نظر می رسد نشریه ای نیز تولید شود که بتواند به گونه ای فراگیری را حفظ کند و از سوی دیگر، استمرار فعالیت های ادبی در حول محور حماسه را حفظ کند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khr.hozehonari.ir